۱۰ یادآوری اینکه چرا دویدن را دوست داشتم


از زمانی که در ماه مه برنامه Couch to 5K خود را شروع کردم تا به سر کار برگردم، در مورد پیشرفت دویدن خود در پنجشنبه ها می نویسم. متاسفانه امروز هیچ پیشرفتی برای گزارش ندارم. آخرین اجرا من پنجشنبه گذشته بود!

نمی‌دانم چرا بعد از اجرای بسیار خوب در تمام تابستان و پاییز، به سختی به آن پایبندم. بنابراین، فکر کردم قصد دارم این پست را در مورد همه دلایلی که دویدن را دوست داشتم بنویسم. شاید این به من “احساس خوبی” بدهد و احساس کنم نیاز دارم به آن برگردم – به طور منظم. بنابراین اینجا تمام می شود …

۱. دشمنی زیاد.

هیچ چیزی شبیه این نیست! (خوب، شاید به جز زمانی که بعد از شکستن فکم مانند ۲۷ مسکن مختلف تمرین می کردم، اما این به حساب نمی آید.) اوج دونده زیاد اتفاق نمی افتد. این چیزی نیست که هر بار که برای دویدن خوب بیرون می روید احساس کنید. از زمانی که دونده شدم فقط ۱۰ بار آن را تجربه کرده ام. احساس کنید در بالای دنیا هستید؛ تو میتوانی هر کاری انجام دهی. مطلقاً هیچ چیز منفی در ذهن شما نمی گذرد.

بهترین دونده سرعتی که در حافظه ام وجود داشت، زمانی بود که برای ۱۰ کیلومتری که سخت تمرین کردم، “بهترین تمرین ۱۰ کیلومتری” را داشتم. این دویدن توصیه گرگ مک میلان در مورد یکی از برنامه های آموزشی او بود. من برنامه او را دنبال نکردم، اما او *ضمانت* داد که اگر بتوانید این تمرین را کامل کنید، در روز مسابقه به هدف خود خواهید رسید. مجبور شدم ۳×۲ مایل را با سرعت مسابقه بدوم. سرعت مسابقه من ۷:۵۵ در مایل بود. این پست تمرین من در آن روز را شرح می دهد. اکنون خواندن آن لذت بخش بود ؛) و این عکس بعدی است که من گرفتم. آن لبخند/ صورت جری ۱۰۰% واقعی بود!

۲. احساس اینکه چیز خاصی در مورد من وجود دارد.

من نمی دانم که جمعیت جهان چه کسانی خود را دونده می دانند، اما تصور می کنم بسیار کم است. و من خیلی دوست داشتم خودم را دونده صدا کنم. این باعث شد که احساس کنم بخشی از یک گروه نخبه از مردم هستم که پیوند مشترکی با هم دارند. با دویدن، وقتی با دونده دیگری ملاقات می کنید، همیشه چیزی برای صحبت وجود دارد – مسابقاتی که انجام داده اید، با چه چیزی شروع کرده اید، نحوه تمرین شما و غیره. دوست داشتم بیرون بدوم و تصور کنم مردم من را می بینند و فکر می کنند “ای مرد، من باید شروع به دویدن کنم.” (بله، در مورد من غوغا می کند.)

روزی روزگاری در مجله Runner’s World بودم. یک رویا به حقیقت می پیوندند!

۳. تعیین اهداف و تلاش برای رسیدن به آنها.

اهداف دویدن من در طول این سال ها بزرگ و کوچک بوده است. اولین هدفم این بود که بتوانم یک مایل را بدون توقف بدوم. دیگران باید یک مایل را زیر ۱۳:۰۰ دقیقه بدود. مایل کمتر از ۱۰:۰۰ دقیقه؛ دویدن ۵ کیلومتر، ۱۰ کیلومتر، نیمه ماراتن، ماراتن؛ اجرای سوابق شخصی در هر یک از اینها. سرعت یک دوست با موفقیت در مسابقه. و خیلی بیشتر. بنابراین اجرای Couch تا ۵K هدف من در ماه مه بود – می خواستم کل برنامه را کامل کنم (و انجام دادم).

برای تکمیل این دوی ۸ مایلی، سه بار تلاش کردم!

۴. مسیرهای دویدن منظم.

من می توانم فاصله دقیق خانه ام تا هر نقطه از شبه جزیره ای که در آن زندگی می کنم را به شما بگویم. من حدود ۱۰ مسیر مختلف را می شناسم که ۳ مایل از خانه من فاصله دارند. می‌دانستم سگ‌ها در چه خانه‌هایی زندگی می‌کنند و در کدام خانه‌ها زندگی می‌کنند، روال معمول افرادی که بیرون در باغ‌هایشان کار می‌کنند یا ساعتی را که برای کار ترک می‌کنند، می‌دانستم، و در جاده‌هایم «عادی‌ها» را می‌دیدم – معمولاً پیاده‌روها. در طول هالووین، من به ویژه از دیدن تزئینات اسکلتی لذت می برم.

۵. بدنم سخت تر شد. به معنای واقعی کلمه.

چربی بدن من زمانی که ۱۰K تمرین می کردم به ۱۹ درصد کاهش پیدا کرد (الان نزدیک به ۳۰ درصد است)، و دوست داشتم وقتی شکمم را فشار می دادم، واقعاً عضلات را آنجا احساس می کردم. پاهایم هنوز از افتادگی پوست می‌لرزید، اما وقتی آنها را خم کردم، ماهیچه‌های زیر آن را حس می‌کردم. من می توانم راحت بنشینم بدون اینکه پاهایم بخوابند یا مجبور به تغییر وضعیت شوند. بدن من احساس آرامش می کرد – و در حال حاضر بیش از هر چیز دیگری اشتیاق آن را دارم. یادمه وقتی شلوار جین رو به جای شلوار مشکی و کشدار ترجیح دادم! ها ها ها ها

آنقدر احساس راحتی می کنم که فقط با سوتین ورزشی ام بدوم (فقط در خانه ام!)

۶. پرداخت.

من قطعا بیشتر یک “دختر درون” هستم – بیشتر اوقات ترجیح می دهم در خانه بمانم – اما فقط چیزی در مورد دویدن در هوای خوب وجود دارد که حال و هوای خوبی به من می دهد. نفس کشیدن در هوای تازه (مگر اینکه دوشنبه باشد – روز جمع‌آوری زباله!)، احساس کردم نسیم از عرقم تبخیر می‌شود، همه خانه‌هایی را که قبلا می‌دیدم. همه چیز خیلی آشنا بود.

۷. در مورد ورزش روزانه احساس خوبی داشته باشید.

بعد از دویدن، مهم نیست که چقدر خوب یا بد بود، همیشه از انجام آن احساس خوبی داشتم. بدن من احساس خستگی می کرد و ذهنم احساس آرامش می کرد – گویی واقعاً کاری را انجام داده ام.

۸. اعداد.

از آنجایی که به اعداد کلی وسواس داشتم، دوست داشتم به داده های سرعتم، ضربان قلبم، سرعت دویدنم از زمان قبلی، سرعتم برای رسیدن به روابط عمومی و غیره نگاه کنم.

۹. یک برنامه دویدن واقعی را دنبال کنید.

من از ماه می بارها سعی کردم این کار را انجام دهم، و به نظر نمی رسد که به آن برگردم. به یاد دارم که یک جدول را چاپ کردم و هر تمرین را همانطور که انجام دادم خط کشیدم. احساس خوبی داشتم! و اگر بدون هیچ دلیلی از آن بگذرم، نسبت به خودم احساس بدی دارم. پرش از دویدن به عنوان یک گزینه عادت نداشت. من فقط این کار را کردم، مهم نیست که چه باشد. این یک بخش منظم از روز من بوده است و من همیشه راهی برای کار کردن در آن پیدا کرده ام، مهم نیست که چقدر مشغول هستم.

۱۰. اضطراب کمتری داشتم.

اکنون، تمام روز نگران هستم و می دانم که اگر بخواهم بدوم حداقل می توانم آن را نصف کنم. احساس می کنم دویدن بخشی از لیست کارهای من است و زمانی که قرار است احساس اضطراب کنم. وقتی اول صبح می دوید، حال و هوای من را برای کل روز تنظیم کنید. اگر آن روز صبح می دویدم، احساس خیلی بهتری نسبت به خودم داشتم.

و هه ده دلیلی که من واقعا دویدن را دوست داشتم (دوست دارم؟) خیلی سخت است که هر روز صبح این چیزها را در ذهن داشته باشم، وقتی از این می ترسم که لباس سرد بیرون بیاورم یا لباس بپوشم تا روی تردمیل بپرم و زمان را به آرامی تماشا کنم.

اگر بخواهم آن را به طور خلاصه بیان کنم، سه دلیل اصلی که چرا باید این کار را انجام دهم عبارتند از:

۱) باعث می شود بدن من در تمام طول روز احساس راحتی کند.
۲) هر بار که می دوم حداقل نیمی از اضطراب من را برطرف می کند.
۳) می خواهم در بدنم احساس راحتی کنم. نه فقط از نظر ذهنی، بلکه به معنای واقعی کلمه – نشستن، ایستادن، راه رفتن، دراز کشیدن، برهنه، لباس پوشیدن، هر چیز دیگری – فقط راحت است.

آیا این هفته آینده به من کمک خواهد کرد؟ هیچ نظری ندارم. اما ارزش فکر کردن را دارد. من واقعاً باید این را چاپ کنم و کنار آینه حمام بگذارم. اگر می توانستم دوباره به دویدن در صبح عادت کنم، فکر می کنم میلیون ها بار احساس بهتری داشتم.

اگر می خواهید شرکت کنید، لطفا بگویید: چه چیزی را در مورد دویدن دوست داری؟

صفحات تقویم رومیزی امروز: برخی از کارت ها بسیار نازک هستند (امروز گنجانده شده است)، بنابراین من فقط آنهایی را که دوست دارم پست می کنم. با این حال، چیزهای بی اهمیت تصادفی سرگرم کننده است! روز فوق العاده بود. من قبلاً در مورد “عذاب” در رابطه با استل (که تورت است) نوشته ام. او قطعا پرحرف و بی ادب است! (هر چند من از کلمه “تهاجمی” استفاده نمی کنم.)

یک واقعیت جالب دیگر: ۹۹.۶٪ از گربه های لاک پشتی ماده هستند!

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر