چگونه نقشی که در دوران کودکی خود بازی کردید، اکنون بر رفتار شما تأثیر می گذارد


دوران کودکی نقش بزرگی در نحوه رفتار ما در سال‌های بزرگسالی بازی می‌کند، اما همه کودکان یک خانواده دارای ویژگی‌های یکسانی نیستند.

نقش‌های ناکارآمد خانواده یک نظریه روان‌شناختی است که نشان می‌دهد نقشی که در خانواده خود بازی کرده‌اید در طول زندگی‌تان ادامه خواهد داشت و نحوه رفتار شما را در بزرگسالی شکل می‌دهد.

این نظریه از کار ویرجینیا ساتیر، روان‌درمانگر آمریکایی، که پویایی درون خانواده‌ها را در دهه ۱۹۶۰ مطالعه کرد، ایجاد شد.

به عنوان مثال، کودکان «قهرمان» که در دوران کودکی بیش از حد به دلیل موفقیت‌هایشان مورد تحسین قرار می‌گرفتند، احتمالاً در حال حاضر برتر هستند، اما احساس می‌کنند که نیاز عمیقی به تحت تأثیر قرار دادن و ترس از شکست تا حد غیرمنطقی دارند. در همین حال، “مراقبان” ممکن است بی سر و صدا استرس را تحمل کنند در حالی که بیش از حد می ترسند که بار دیگران را تحمل کنند.

در حالی که بسیاری از این نقش‌ها به معنای چیزهای مثبتی مانند توانایی حل مشکل یا تمرکز بر اهداف هستند، برخی از نقش‌ها به این معناست که شما احتمال بیشتری برای جذب یک شریک مسموم دارید یا از اضطراب و افسردگی رنج می‌برید.

کارشناسان مستقر در بریتانیا با FEMAIL در مورد اینکه چگونه نقش‌های مختلف در خانواده می‌تواند بر رشد شما در دهه‌های آینده تأثیر بگذارد، صحبت کردند و توضیح دادند که چگونه می‌توانید تشخیص دهید کدام یک به بهترین وجه با تجربه شما سازگار است.

کارشناسان مستقر در بریتانیا با FEMAIL در مورد اینکه چگونه نقش‌های مختلف در خانواده می‌تواند بر رشد شما در دهه‌های آینده تأثیر بگذارد صحبت کردند.  تصویر سهام

کارشناسان مستقر در بریتانیا با FEMAIL در مورد اینکه چگونه نقش‌های مختلف در خانواده می‌تواند بر رشد شما در دهه‌های آینده تأثیر بگذارد صحبت کردند. تصویر سهام

قهرمان یا کودک کامل

به احتمال زیاد: اول زاده بودن، مخصوصاً اول زاده بودن ماده

نقش «قهرمان» در مورد کودکان بیش از حدی اعمال می‌شود که به خاطر موفقیت‌شان مورد تحسین و توجه مثبت قرار می‌گیرند.

با این حال، کودک «قهرمان» در خطر وابستگی به موفقیت در آینده است، به این معنی که خطر شکست زیادی دارد و می‌تواند بیش از حد لازم مسئولیت داشته باشد.

به عنوان بزرگسالان، “قهرمان” اغلب سازماندهی شده و هدف گرا است. رهبران جدی، قابل اعتماد و خوب. با این حال، ما می توانیم فاقد بازیگوشی و خلاقیت باشیم، احساس تنهایی کنیم و نیاز به کنترل داشته باشیم.

نورا تولنار-زانتو، متخصص تکنیک آزادی عاطفی (EFT) توضیح داد: “معمولاً اولین فرزند متولد شده، مطالعات نشان می دهد که آنها ضریب هوشی بالاتری دارند و درآمد بالایی دارند.” “آنها احساس مسئولیت بیش از حد دارند و گاهی اوقات می توانند وزن خواهر و برادر ضعیف تر خود را از نظر مسئولیت های خانوادگی تحمل کنند.”

چرا سن شما ممکن است تعیین کند که کدام یک از نقش های خانوادگی را بازی کنید

انرایت توضیح داد: «آلفرد آلدر، روان‌درمانگر اتریشی اوایل قرن بیستم، فکر می‌کرد که کودکانی که اولین بار به دنیا می‌آیند روان‌رنجور، وظیفه‌گرا و محافظه‌کار هستند، کودکان وسطی از نظر عاطفی پایدارتر و کوچک‌ترین کودکان جاه‌طلب و سرکش هستند.

روانشناس آمریکایی فرانک سولووی با تحقیقات خود از آدلر حمایت کرد و روندهای مشابهی را ارائه کرد. موضع آلدر این بود که اولین متولدین مجبور نبودند برای جلب توجه والدین خود رقابت کنند و این باعث شد که آنها سازگار باشند و بچه های دومی که به دنیا می آمدند کارشان را قطع می کردند و برای جایگاه خود در سلسله مراتب خانواده مبارزه می کردند.

تئوری سولووی این بود که هر کودکی موقعیت خاص خود را در خانواده دارد و باید راهبردهای خود را برای کنار آمدن با موقعیت خود ارائه دهد، از این رو تفاوت ها وجود دارد. او همچنین عقیده آلدر مبنی بر اینکه اولین بچه‌هایی که به دنیا می‌آیند دلیل کمتری برای زیر سؤال بردن وضعیت موجود دارند تأیید کرد.

این نقش‌ها توسط بچه‌ها به‌عنوان بخشی از استراتژی‌های بقای آن‌ها برای جایی که خود را در مرتبه نوک زدن می‌بینند، بازی می‌کنند، اما از آنجایی که این نقش‌ها را برای مدت طولانی بازی می‌کنند، دیگر نمی‌پرسند چرا این‌گونه رفتار می‌کنند. آنها همچنین دارای الگوهای عادت و فکری هستند که حول این رفتار ساخته شده است و این رفتار در بزرگسالی به رفتار شرطی آنها تبدیل می شود.

برای رهایی از این نقش‌ها و الگوهای خانوادگی در بزرگسالی، باید همانطور که سالووی گفت، درک کرد که آنها در کودکی در یک گروه پویا بودند و باید «راهبردهای مقابله‌ای» را ارائه می‌کردند، اما به‌عنوان بزرگسال، این کار را نمی‌کردند. باید به ایفای این نقش ادامه دهد. هنگامی که آنها این آگاهی را به دست آوردند، هر زمان که خود را در یکی از این الگوهای رفتاری ببینند، می توانند رفتارهای متفاوتی را برای نتایج متفاوت انتخاب کنند.

همانطور که گیفتی انرایت، نویسنده کتاب خودیاری اختاپوس روی تردمیل، توضیح می‌دهد، این کودک هدفش این است که موفق باشد و می‌خواهد والدینش را راضی کند، اما معمولاً انگیزه ذاتی ندارد.

آنها اغلب به عنوان کودک “خوب” و “مسئول” برچسب خورده اند. این نقش غالباً توسط فرزندان اول، حتی بیشتر توسط دختران اول به عهده گرفته می شود.

روانشناس رفتاری گلن بارو می‌افزاید: «کودک ایده‌آل ممکن است کارهایی را برای پذیرفته شدن در محل کار انجام دهد، مانند نه نگفتن به درخواست‌ها، تا دیروقت ماندن در محل کار، به تعویق انداختن تصمیم‌گیری‌ها و مقاومت در برابر تغییر.

“در روابط، آنها ممکن است مرزهای ناسالمی داشته باشند تا مورد علاقه و پذیرش قرار گیرند.”

حافظ صلح یا مراقب

به احتمال زیاد: بچه وسط بودن

“حافظ صلح” کودکی است که با ایفای نقش میانجی بین سایر اعضای خانواده، آرام ماندن در هنگام عصبانیت و کمک به اداره خانه، نقش بزرگسالی را بر عهده می گیرد.

در بزرگسالی، این کودکان اغلب می توانند به افراد خشنود تبدیل شوند، نیازهای دیگران را بالاتر از نیازهای خود قرار دهند و به هر قیمتی از درگیری اجتناب کنند در حالی که اغلب استرس مزمن را تجربه می کنند.

انرایت می‌گوید: «معمولاً بچه‌های وسط، آنها اطمینان می‌دهند که جناح‌های متخاصم دور نگه داشته می‌شوند. «کودکان وسطی از نظر عاطفی باثبات هستند.

“آنها زیر بار مسئولیتی که والدین بر دوش بزرگتر می گذارند نیستند، و همچنین فرزند خانواده نیستند، بنابراین این “سرزمین هیچکس” را اشغال می کنند و نقش حافظ صلح آنها به آنها کارکردی می دهد.”

بارو توضیح داد که این کودکان اغلب “نگهبان امنیت خود” می شوند، به این معنی که ممکن است “کودک والدین” شوند و احساس مسئولیت بیش از حد برای اجتناب از درگیری کنند.

او گفت: «وقتی صحبت از روابط به میان می‌آید، مسئولیت بیشتری برای اطمینان از برقراری صلح بر عهده می‌گیرند، زیرا اعتماد آنها به دیگران برای حفظ امنیت آنها از بین رفته است.»

آنها از قضا از درگیری اجتناب می کنند زیرا نمی خواهند احساس کنند که در ایجاد درگیری نقشی داشته اند. آن‌ها احساس می‌کنند که اگر وارد درگیری شوند، احتمالاً کار اشتباهی انجام می‌دهند. این برخلاف نقشی است که آنها بر عهده گرفتند.

قربانی

به احتمال زیاد: کوچکترین یا دومین متولد شدن

برعکس کودک «قهرمان»، قربانی خانواده برای برقراری ارتباط با سایر اعضای خانواده مشکل دارد و اغلب ممکن است به خاطر مشکلاتی که ربطی به آنها ندارد سرزنش شود.

به عنوان یک بزرگسال، بز قربانی احتمالاً دارای ویژگی های مثبتی مانند بسیار وظیفه شناس و انعطاف پذیر است.

با این حال دوران کودکی آن‌ها می‌تواند به این معنا باشد که تمایل دارند دوستی‌های سمی یا روابط آزاردهنده را جذب کنند، با سندروم فریبنده دست و پنجه نرم کنند و ممکن است بیشتر به خود خرابکاری یا آسیب رساندن به خود بپردازند.

انرایت توضیح داد: «معمولاً بچه‌های کوچک‌تر، به‌عنوان مشکل‌ساز و یاغی دیده می‌شوند. والدین معمولاً آن‌ها را به انتظارات بالاتری که خواهر و برادر بزرگ‌ترشان دارند، نمی‌گذارند.

“این به آنها آزادی می دهد تا متفکران جانبی باشند و آنها هستند که مخترع و مخترع می شوند.”

Tollenaar-Szanto افزود: آنها شورشیان خانواده هستند که با پیروی از قوانین مبارزه می کنند.

آنها تمایل دارند با ارزش های خانوادگی مخالف باشند و از رفتارهای نامناسب جلوگیری کنند. اغلب آنها در خانواده متولد می شوند.

کودک سازگار/گمشده

کودک

کودک “سازگار” یا “گمشده” توسط خانواده نادیده گرفته یا نادیده گرفته می شود، از درگیری عقب نشینی می کند و اغلب زمان زیادی را تنها می گذراند یا با حیوانات خانگی ارتباط عمیق برقرار می کند. تصویر سهام

به احتمال زیاد: بچه وسط بودن

کودک “سازگار” یا “گمشده” توسط خانواده نادیده گرفته یا نادیده گرفته می شود، از درگیری عقب نشینی می کند و اغلب زمان زیادی را تنها می گذراند یا با حیوانات خانگی ارتباط عمیق برقرار می کند.

بنابراین، آیا می توانید چرخه را بشکنید؟

Tollenaar-Szanto گفت: “بسیاری از بزرگسالان سعی می کنند از این نقش ها خارج شوند اما موفق نمی شوند.”

دلیل اصلی این است که این نقش‌ها بخشی از ناخودآگاه آن‌ها می‌شود که ۹۵ درصد اعمال، تصمیم‌گیری‌ها، احساسات و رفتارهای آن‌ها را کنترل می‌کند. نقش‌هایی که در کودکی بازی می‌کردند منجر به باورهای محدودکننده می‌شوند و در مغز سخت می‌شوند.

در حالی که درمان‌های شناختی قطعاً مفید هستند، اغلب زمان زیادی می‌برند یا به دگرگونی مطلوب منتج نمی‌شوند.

موثرترین راه برای بازیابی از این نقش های ناکارآمد، برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه است. روش های مختلفی وجود دارد که توسط شواهد تجربی پشتیبانی می شود. در حالی که تکنیک های بسیار بیشتری وجود دارد، من شخصاً این تکنیک ها را امتحان کرده ام و می توانم آنها را تضمین کنم:

تکنیک آزادی عاطفی (همچنین به عنوان ضربه زدن شناخته می شود)

هیپنوتیزم درمانی

چاپ مجدد ماتریس

PSYCH-K

به عنوان یک بزرگسال، آنها احتمالاً به شدت مستقل و حل کننده مشکلات خوبی هستند، اما فاقد مهارت های اجتماعی مناسب هستند زیرا هرگز یاد نگرفته اند که چگونه با دیگران کنار بیایند.

کسانی که در دوران کودکی «گم شده» بودند نیز احتمال بیشتری برای مشکلات سلامت روانی مانند اضطراب یا افسردگی دارند.

بارو توضیح داد: «کودک سازگار انتخاب های زیادی نمی بیند.

آنها جهان را سیاه و سفید می بینند – خوب / بد، درست / غلط. آن‌ها یاد می‌گیرند که نیازهایشان به اندازه دیگران مهم نیست که فکر می‌کنند برای دیگران اهمیت کمتری دارند.

این همچنین می تواند منجر به وابستگی ناسالم و مسائل دلبستگی شود.

در روابط، آنها احساس می کنند نیازهای طرف مقابل مهمتر از نیازهای خودشان است.

با گذشت زمان آنها نیازهای خود را ثانویه می بینند که پیامدهای منفی بر زندگی کاری و زندگی شخصی آنها دارد.

Tollenaar-Szanto افزود: “آنها عادت کرده اند مورد توجه کسی قرار نگیرند و یاد می گیرند که چگونه در پس زمینه بمانند.”

آنها می خواهند از موقعیت های درگیری اجتناب کنند. آنها انعطاف پذیر هستند و به راحتی می توان با آنها برخورد کرد، اما در تصمیم گیری مشکل دارند. اغلب بهترین دوستان آنها حیوانات خانگی هستند. این نقش برای کودکان وسط معمولی است.

طلسم

به احتمال زیاد: کوچکترین فرزند بودن

کودک طلسم به‌عنوان خنده‌دار و سبک‌دل در نظر گرفته می‌شود و اغلب از موقعیت‌های جدی شوخی می‌کند و به عنوان رهایی از موقعیت‌های دشوار خانواده تلقی می‌شود.

Tollenaar-Szanto گفت: در بزرگسالی، جوکر خانواده معمولاً بسیار محبوب است و مردم به دلیل “جو مثبت اطراف آنها” به دنبال شرکت آنها هستند.

با این حال، در بزرگسالی، «طلسم» روی خود متمرکز است، به جای کمک به دیگران و استفاده از طنز برای پوشش مسائل جدی حل نشده، به دنبال نیازهای خود هستند.

Tollenaar-Szanto توضیح داد: آنها حس شوخ طبعی خوبی دارند و معمولا دلقک های خانواده هستند. مانند فرزند گمشده، آنها می توانند به راحتی از هم جدا شوند. این نقش اغلب توسط کوچکترین فرزند خانواده به عهده می گیرد.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر