چه کسی عشق را در ملاقات کور ما پیدا خواهد کرد؟ این هفته رژان ۳۱ ساله و فرانک ۲۹ ساله هستند


Rejeanne، 31 ساله (تصویر) به مدت هشت سال مجرد بوده و فرزندی ندارد

Rejeanne، ۳۱ ساله (تصویر) به مدت هشت سال مجرد بوده و فرزندی ندارد

REJEANNE، ۳۱

تاریخ گذشته؟

عملا وجود ندارد. در اوایل دهه ۲۰م قرار گذاشتم اما هرگز به چیز جدی منتهی نشد، بنابراین تصمیم گرفتم ماهی بزرگتری برای سرخ کردن داشته باشم و روی خودم تمرکز کنم. سپس در طول همه‌گیری همه‌گیر، نمی‌خواستم با کسی که حوصله‌اش را سر می‌برد، قرار بگذارم، فقط وقتی کشور دوباره شروع به کار کرد، از بین رفتم.

متأسفانه تجربه من با برنامه ها عالی نیست. بچه ها از آنها کمی مانند یک سرویس غذای آماده استفاده می کنند، با عبارت “امشب چه بخورم؟” نگرش.

آمار حیاتی

هشت سال مجرد، بدون فرزند.

نقش فعلی

مدیر خدمات مشتری.

می خواهم برای ملاقات

مردی ملایم و در عین حال قوی، که به دنبال آنچه می خواهد می رود. او برای سرگرمی قرار نمی گذارد، به ازدواج اعتقاد دارد و با زن خود مانند یک ملکه رفتار می کند.

اعصاب قبل از تاریخ؟

هیچی، هیجان زده بودم. من قبلاً هرگز در قرار ملاقات کور نبودم.

اولین برداشت ها؟

فرانک خندان بود و در چشمانش برق می زد. او شلوار هوشمند، چکمه و پیراهنی با چاپ ظریف آفریقایی پوشیده بود. از او پرسیدم اهل کجای آفریقا است و وقتی گفت کامرون است، شروع کردم به صحبت کردن با او به زبان فرانسوی. من در پاریس به دنیا آمدم و مادرم اهل مارتینیک است، بنابراین فرانسوی زبان مادری من است – و فرانک هم همینطور.

معمولاً من مردانی را بیشتر دوست دارم که عضلانی باشند، زیرا دوست دارم در مقایسه با آنها احساس کوچکی داشته باشم. اما فرانک خوب به نظر می رسید و من ناامید نشدم. او از لباسم به من تعارف کرد: شلوار شلوار لی مشکی، با چکمه های بلند تا زانو از پوست مار و یک تاپ کوتاه سفید.

آسان برای صحبت کردن؟

من او را در ۲۱ سالگی خسته کننده می دانستم، اما در ۳۱ سالگی او فوق العاده است

فرانک عصبی به نظر می رسید، بنابراین سخت تلاش کردم تا او احساس راحتی کند. با اینکه قرار ناهار وسط هفته بود، پیشنهاد کردم هر دوی ما یک لیوان شامپاین بخوریم.

حکم رجین: ۸/۱۰

دوست داشت؟ فرانک چقدر مراقب و توجه بود.

پشیمانی؟ هیچ یک.

قهوه یا کابین؟ شامپاین.

فرانک یک پسر دارد و به سابقه خود با سابقش احترام می گذاشت. خانواده برای من مهم است و فکر می کنم او دوست داشت که از او پرسیدم که آیا پدر و مادرش با هم خوشحال هستند (آنها هستند).

لحظات شرم آور؟

فرانک مدام در حین غذا خوردن کارد و چنگال‌هایش را رها می‌کرد و تکه‌های کاری به طرز خطرناکی نزدیک رویه سفید من پرواز می‌کردند – هر چند ما آن را خندیدیم.

آیا اسپارکس پرواز کرد؟

من هم اینچنین فکر میکنم. می توانستم بگویم فرانک جذب من شد زیرا به من گفت زیبا هستم. او یک جنتلمن است.

دوباره ببینیش؟

کاملا. او بسیار مراقب و توجه بود. اگر در ۲۱ سالگی او را ملاقات می کردم، فکر می کردم کسل کننده است، اما در ۳۱ سالگی فوق العاده است. با هم عکس گرفتیم و شماره ها را رد و بدل کردیم.

فکر می کنی او در مورد تو چه فکری می کرد؟

فرانک فکر می کند من زیبا هستم. او قطعا با من “چشم پایی” بازی کرد. او دوست داشت که من جاه طلب هستم و می دانم که می خواهم با زندگی خود چه کنم. من بیش از یک چهره زیبا هستم، جاه طلبی و انگیزه دارم.

آیا خانواده شما او را دوست دارند؟

بله – او یک فرانسوی زبان است! بلکه به این دلیل که او چنین مردی است. او دو کیسه با خود داشت، اما هنوز از او پرسیده بود که آیا می‌تواند کیف من را به تیوب حمل کند.

فرانک 29 ساله (تصویر) سه سال است که مجرد بوده و یک پسر سه ساله دارد

فرانک ۲۹ ساله (تصویر) سه سال است که مجرد بوده و یک پسر سه ساله دارد

فرانک، ۲۹

تاریخ گذشته؟

من دو سال با مادر پسرم زندگی کردم اما همه چیز درست نشد. در حالی که من می خواهم با شخص جدیدی ملاقات کنم، یک کودک خردسال می تواند برای برخی از زنان پرچم قرمز باشد. من هم شیفت کار می کنم، که پیدا کردن زمان برای بیرون رفتن را پیچیده می کند.

اعصاب قبل از تاریخ؟

آمار حیاتی

سه سال مجرد با یک پسر دوست داشتنی، سه.

نقش فعلی

دستیار پذیرایی و محیط بان محله در یک روستای بازنشستگان، از ساکنان مراقبت می کند و از امنیت محیط اطرافشان اطمینان می دهد.

می خواهم برای ملاقات

فردی حرفه ای، با ذهن باز و بالغ در نگاهش به زندگی.

من نیمه عصبی، نیمه هیجان زده بودم. من در گذشته یک ملاقات کور داشته ام – این بار انتظاراتم را کنترل کردم.

اولین برداشت ها؟

با اینکه ده دقیقه زودتر بودم، رژین از قبل سر میز ما بود. من از همسان شدن با او خوشحال بودم زیرا نه تنها زیباست، بلکه حبابی هم است.

او کاملاً برای این مناسبت لباس پوشیده بود – او کاملاً سکسی است. با نگاهی به گذشته، شاید در تعارفات زیاده روی کرده باشم.

آسان برای صحبت کردن؟

رژین تصمیم گرفت که با یک لیوان شامپاین شروع کنیم که به طرز خوشایندی مرا غافلگیر کرد. او در مورد سابق من و پسرم پرسید و واقعاً به آنچه می گفتم گوش داد. به نظر می رسد که او با بچه ها خوب است، که یک مزیت بزرگ است.

متأسفانه، غذای اصلی Rejeanne افتضاح بود بنابراین او آن را پس فرستاد. او هیچ چیز دیگری نمی خواست و من از خوردن غذا در مقابل او احساس بدی داشتم، بنابراین ما کاری مرا با هم تقسیم کردیم.

لحظات شرم آور؟

او سکسی است – یک ارتباط واقعی بین ما دو نفر وجود داشت

حکم فرانک: ۹/۱۰

دوست داشت؟ او خیلی راحت است.

پشیمانی؟ اینکه ما در شهرهای مختلف زندگی می کنیم.

قهوه یا کابین؟ شامپاین.

عصبی بودم و کارد و چنگالم را انداختم – در مواقعی که مضطرب یا تحت فشار هستم مستعد دست و پا چلفتی هستم. خوشبختانه Rejeanne آن را به خوبی دریافت کرد.

آیا اسپارکس پرواز کرد؟

بله، حتی با هم عکس گرفتیم. Rejeanne زیبا و جاه طلب است. او ظاهر، مغز و انگیزه زیادی دارد. احساس می کردم که از قبل همدیگر را می شناسیم.

دوباره ببینیش؟

قطعا. ما روی آن کار می کنیم. کار آسانی نخواهد بود زیرا ما در یک شهر زندگی نمی کنیم، اما مصمم هستیم که این کار را انجام دهیم. قبل از خداحافظی برنامه هایمان را مرور کردیم.

فکر می کنی او در مورد تو چه فکری می کرد؟

رژان خیلی دوست داشت که من فرانسوی صحبت کنم. یک ارتباط واقعی بین ما وجود داشت.

آیا خانواده شما او را دوست دارند؟

البته. خانواده من از شخصی مانند رژین به زندگی ما استقبال می کنند. آن‌ها می‌دانند که من از نحوه پایان کارها ناراضی بودم، بنابراین ملاقات با Rejeanne یک حرکت مثبت به سمت فصل جدیدی برای من است.

دوست دارید یک وعده غذایی شیک با مجرد واجد شرایطی مثل شما داشته باشید؟ یا دوست دارید کوپید را برای شخص دیگری بازی کنید؟ جزئیات و یک عکس خود یا آنها را به [email protected] dailymail.co.uk ایمیل کنید

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر