پخش کوکی: بازگشت به پخش خلاصه: هفته ۳۲


بالاخره… یه پست در مورد دویدن! با مریض شدن گربه هایم در ماه گذشته، هیچ انرژی یا انگیزه ای برای دویدن نداشتم. (در واقع کمی زودتر شروع کردم… به طور کلی هفته بدی را پشت سر گذاشتم، پس از آن اردک مجبور شد برود و نخ را بخورد، که زنجیره رویدادها را رقم زد.)

من نمی خواستم تمام تناسب اندامم را از دست بدهم (نگفتم که از ماه مه تناسب اندام زیادی به دست آورده ام، اما قطعاً خیلی پیشرفت کرده ام). من Couch را تا ۵K در ماه مه شروع کردم و ۲۶ جولای تمام کردم. بعد از آن، من تازه شروع به دویدن سه مایل، سه بار در هفته کردم. تا نوامبر ادامه داشت.

تصمیم گرفتم کمی منشعب شوم و طرح MAF180 را که نوشتم امتحان کنم، اما به دلایلی نتوانستم به آن ادامه دهم. آنجا بود که فهمیدم باید به اصول اولیه برگردم: سه ​​مایل، سه بار در هفته. این همان کاری است که من در سال ۲۰۱۰ وقتی شروع به دویدن کردم، انجام دادم. زمانی که توانستم سه مایل بدوم، این کاری بود که انجام دادم – بارها و بارها تا زمانی که آسانتر شد.

به هر حال، فکر می‌کردم بعد از یک ماه دویدن کمی از تناسب اندام خود را از دست داده‌ام، اما احساس مثبتی داشتم که به سرعت به فرم خود باز می‌گردم.

از دوشنبه شروع کردم جاده ها هنوز برفی هستند (و من دیگر از دویدن در سرما زیاد لذت نمی برم) بنابراین تردمیل را انتخاب کردم. دویدن در MAF من روی تردمیل واقعا سخت است. کاهش سرعت یا افزایش سرعت زمان می برد و من احساس می کنم این یک نبرد دائمی با دکمه های فلش است. بنابراین، در حالی که روی تردمیل بودم، هر بار با سرعت ۵.۰ مایل در ساعت دویدم. من امیدوار بودم که با انجام این کار به اندازه کافی، او در نهایت احساس راحتی داشته باشد و هنگام راه رفتن با همان سرعت، ضربان قلب کمتری داشته باشد.

من روز دوشنبه – اصلاً احساس خوبی نداشتم. قلبم تند تند می‌زد، که فکر می‌کردم چون آنقدر عصبی بودم که نمی‌توانم بدوم و احساس می‌کردم که می‌لرزم. (در طول شکست گربه، من دوباره شروع به نوشیدن قهوه معمولی کردم – یک حرکت واقعا احمقانه – و اکنون باید دوباره سعی کنم ترک کنم. به محض اینکه شروع به دویدن کردم دور شدم. من واقعاً به کتابی که اکنون می خوانم علاقه مند هستم. بنابراین برای گذراندن زمان آن را جلوی خودم گذاشتم و شروع به رفتن کردم.)

در دو دقیقه اول احساس راحتی کردم – فکر می‌کردم تناسب اندام من آنقدر ضربه بزرگی را وارد نکرده است. اما پنج دقیقه بعد داشتم میمردم. ریه هایم می سوخت و قلبم تند تند می تپید. من شوکه شدم – هیچ راهی وجود نداشت که بتوانم ۳ مایل انجام دهم! به راهم ادامه دادم، به این امید که بعد از گذشت نیم مایل، حالم بهتر شود. اما تنها کاری که می توانستم بکنم این بود که یک پا را جلوی پای دیگر بگذارم. من فقط شروع کردم به زدن یک مایل و بعد گفتم که می توانم وقتی به آن ضربه زدم آن را ترک کنم.

بنابراین، پس از یک مایل متوقف شدم. من فقط فکر کردم باید از آنجا شروع کنم و راهم را به عقب برگردم، شاید یک چهارم مایل در هر دویدن اضافه کنم یا چیز دیگری. ضربان قلبم خیلی شدید بود و ریه هایم به شدت درد می کرد، شروع کردم به فکر کردن که آیا کووید دارم یا چیزی دیگر!

دویدن مشکل بود. مطمئناً نه آنطور که می خواستم سال جدید را با دویدن شروع کنم. اما میخواستم به تلاشم ادامه بدم…

امروز دومین اجرایم را انجام دادم. هدف من دویدن ۱.۲۵ مایل روی تردمیل با همان سرعت قبلی بود. من به اندازه روز دوشنبه احساس بدی نداشتم که امیدوارکننده بود.

وقتی شروع به دویدن کردم، به این فکر کردم که شاید بتوانم بیش از ۱.۲۵ مایل انجام دهم. خیلی راحت تر بود. دو مایل را هدف گرفت. وقتی ۲ رو زدم فکر کردم باید برم سراغ ۳ تا ببینم میتونم انجامش بدم یا نه. و احساس می‌کردم این کار برای همیشه طول کشید، اما موفق شدم آن را انجام دهم، و قطعاً احساس نمی‌کردم مثل روز دوشنبه بمیرم.

ضربان قلبم بالا رفته بود، اما از آنجایی که دوباره تناسب اندامم را از دست داده ام، باید روی آن کار کنم. در حال حاضر هیچ هدفی جز دویدن سه مایل سه بار در هفته ندارم. وقتی دوباره به این عادت برگشتم، می توانم سعی کنم بیشتر روی ضربان قلبم تمرکز کنم.

دویدن امروز به من احساس خیلی خوبی داد! بعد از اینکه دوشنبه دویدن چقدر سخت بود، از آن می ترسیدم. اما حداقل می‌دانم که هنوز هم می‌توانم سه مایل بدوم و هنوز مثل زباله نیستم! الان فقط سه بار در هفته باید این کار را انجام دهم.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر