هفته 31 – 36 بازخوانی – سلامتی در تغذیه جامع


ما رسما ساعت 9 شب هستیمهفتم ماه بارداری! دیوانه است که فکر کنیم این دختر کوچک تقریباً هر روز می تواند بیاید. من فکر می کنم 39 هفته “تمام عیار” تلقی می شود ، بنابراین من برای آن مقاومت می کنم ، اما امیدوارم او ما را مجبور نکند که خیلی منتظر بمانیم!

در بیشتر موارد همه چیز خوب پیش رفت. من برخی از اختلالات خواب ، کمردرد ، رباط گرد و غیره را تجربه می کنم که در زیر به طور مفصل توضیح خواهم داد ، اما واقعاً نمی توانم شکایت کنم زیرا همه چیز هنوز بسیار کوچک است.

نوزاد در حال حاضر در وضعیت خوبی قرار دارد و سرش را به طرف پایین (جلو) پایین انداخته است. به امید اینکه او همینطور بماند!

مهد کودک دور هم جمع می شود و من آن را بسیار دوست دارم – این اتاق مورد علاقه من در خانه است و آنجا بسیار آرام و زیبا است. من قطعاً به حالت “آشیانه” برخورد کرده ام و هر شب احساس می کنم که نیاز به سازماندهی / انجام کاری دارم. تعداد بسته های آمازون که اخیراً دریافت کرده ایم نیز بسیار دیوانه کننده است.

این همان چیزی است که در هفته 36 برای نوزاد اتفاق می افتد

  • در هفته 36 یک نوزاد حدود 18.7 اینچ طول و وزن آن حدود 5.8 پوند است
  • کبد و کلیه های کودک در حال حاضر کار می کنند و گردش خون و سیستم ایمنی بدن خوب است
  • او حدود یک اونس در روز درآمد دارد و زیبا و چاق می شود
  • ریه ها آخرین آمادگی خود را برای قوی و سالم بودن برای زندگی خارج از رحم انجام می دهند

در اینجا چیزی است که در چند هفته گذشته برای من اتفاق افتاده است:

آثار: هنوز خوب پیش میره! متأسفانه ، گاهی اوقات ورزش کردن کمر / سیاتیک را کمی بیشتر روشن می کند ، اما هنوز هم می توانم حداقل چند بار در هفته کمی دور بزنم و بیشتر هفته ها پیاده روی کنم. با توجه به اینکه چقدر گرم بود این هفته گذشته (90 برتر) اگر صبح زود بیرون نروم ، انتظار دارم تا دیروقت شب پیاده روی کنم و معمولاً نه چندان طولانی.

علائم: با دانستن درد همانطور که در بالا گفتم ، اگرچه مراجعه به متخصص کایروپراکتیک و ماساژ قبل از زایمان به این درد ، رباط های گرد ، مقداری آکنه روی صورتم و در کل کمی بیشتر هورمونی کمک کرد. چند قسمت داشتم که تازه شروع به گریه کردم ، بیشتر به دلیل کمی غرق شدن. من همچنین برای اولین بار در زندگی خود رفلاکس اسید را تجربه کردم! بسیاری از مشتریان من این را تجربه کرده اند ، و قبل از بارداری واقعاً نمی توانستم ارتباط برقرار کنم. اکنون می توانم بگویم سرگرم کننده نیست ، اما خوشبختانه اگر روز قبل از خواب خیلی دیر غذا نخورم (یا غذای تند در اواخر شب – به نظر نمی رسد که ضربات با من خوب بنشیند) و از کلرید بتائین خود استفاده کنم ، می تواند از آن عبور کند برای شما که با رفلاکس اسید سر و کار دارید ، من درد شما را احساس می کنم!

جنبش: بله – حرکت زیاد! او فضا در آنجا ندارد ، اما من هنوز ضرباتی به سمت راست می زنم و احساس می کنم الاغ او به بالای شکم من می لغزد ، مخصوصاً در شب! همچنین ، وقتی سکسکه می شود ، تقریباً کار مورد علاقه من است.

خوراکی ها: هیچ چیزی!

غذاهای حریص: من فقط برای تولدم کیک هویج می خواستم و از ارضای این هوس بسیار خوشحال بودم. همچنین ، چون هوا بسیار گرم است ، من قصد دارم همه میوه ها (به ویژه گیلاس ، هلو ، توت فرنگی ، زغال اخته و هندوانه) را بخورم و وعده های غذایی سبک تری داشته باشم. من همچنین عاشق میگو ، تخم مرغ ، ماهی قزل آلا (هنوز) ، سالاد ، ماست / پنیر غلات و برنج با آب استخوان بودم.

خواب: بسیار خوب – تقریباً یکبار در شب بیدار شوید تا ادرار کنید و سپس زود بیدار شوید و نتوانید بخوابید. من باید سعی کنم در طول روز بخوابم زیرا از عصر واقعاً احساس خستگی می کنم.

لباس های حاملگی: بله ، تقریباً هر چیزی که در حال حاضر قادر به انجام آن هستم ، با وجود اینکه چند لباس تابستانی گشاد دارم که هنوز کار می کنند.

چیزی از دست می دهید؟: من آرزو دارم روی شکم بخوابم ، تا بتوانم یک لیوان شراب و سوشی بنوشم. اما به غیر از این ، من هنوز فکر می کنم باردار شدن بهترین است 🙂

اقلام خریداری شده کودک: من فقط یک سبد جدید برای اتاق او تهیه کردم و چند نوزاد تازه پنبه سفید ارگانیک برای بیمارستان گذاشتم. ما کیف و بیمارستان خود را بسته می کنیم- چیزهای زیادی وجود دارد که باید به بیمارستان آورده شوند! من احساس می کنم که قصد دارم آنجا ظاهر شوم و در مورد تعداد چیزهایمان مسخره به نظر برسم!

پیشرفت ها: تعطیلات آرامش بخش خوبی را در کنار خانواده داشته باشید. در روز چهارم ، چند روز به مین می رویمهفتم من و دی جوئی نمی توانیم منتظر بمانیم تا فقط استراحت کنیم و با خانواده خوش بگذرانیم.

دیدگاهتان را بنویسید