نه، غذا فقط غذا در جامعه سیاه پوستان نیست، و این اشکالی ندارد.


می خواهم بدانی که دور دیگری از بیماری کرونا در خانه من است. می‌خواهم بدانی که من، دخترم و مادرشوهرم در آوریل گذشته همه چیز را گرفتیم و هفته‌ها متوالی درمانده بودیم. همچنین می‌خواهم بدانید که مادرشوهرم که در سن ۷۶ سالگی زندگی کاملی داشت، در نهایت بر اثر عوارض ناشی از کووید-۱۹ از دنیا رفت.

این دوران سختی برای همه ما بوده است. او کسی است که با سخاوت، مهربانی، متفکر بودن و مهربانی خود در تغییر مسیر زندگی بسیاری از مردم نقش داشته است. زنی هائیتی که پسر شیرخوار خود را به آمریکا آورد، زنی که از نامزد این پسر به خانه اش استقبال کرد تا اینکه به عنوان یک زوج و خانواده روی پای خود ایستادند، زنی که به راحتی یکی از شناخته شده ترین چهره های همسایگی اش بود. . به نظر می رسد چگونه می توان چنین زن غول پیکری را به یاد آورد؟

در حالی که همه آنها به یاد او گوش می دهند، همیشه در مورد وضعیت او صحبت می کنند به آنها غذا بدهید. او همیشه با یک تاپر ظروف، یک ظرف کانتری یا یک شیشه ژله از چیزی که خودش درست کرده بود می آمد. او با کیسه های گوشت ترشی آمده آمد و آن را در خانه شما می پزد و در بشقابتان برای شما می آورد.

از سالها قبل، از آنجاییییییییییییییمن در اینجا یک مفسر داشتم که در مورد اینکه چگونه با این ایده دست و پنجه نرم می‌کنم که چیزهای اساسی فرهنگی را که با افرادی که او را به زن امروزی تبدیل کرده‌اند مرتبط می‌کنم، دست و پنجه نرم می‌کنم. او پرسید،اما اگر یکی از معدود پیوندهایی که مرا به هم می بندد، غذا باشد… چگونه می توانم طاقت بیاورم که رشته دیگری را برای کسانی که دوستشان دارم از دست بدهم؟

با گذشت سالها متوجه شدم که این غذا بودن است تمدن منظورم این است که اشتباه نکنید. فرهنگ موسیقی، سبک و زبان است، اما غذا هم هست.

درست همانطور که موسیقی نوع خاصی از انرژی، پیام و روحیه را در جامعه خود منتقل می کند و همانطور که زبان ایده ها و تجربیات را منتقل می کند، غذا نیز همینطور است. چه داستانی تعریف می شود وقتی کسی کاسه ای از آن را به دست شما می دهد سوپ کدو حلوایی? وقتی در کنار سرپرست خانواده در حال تماشای آن هستید، چه داستانی یاد گرفتید تمیز کردن سبزیجات?

در طول سال‌ها، من چیزهای زیادی در مورد غذا به‌عنوان تجلی هویت فرهنگی، و اینکه چگونه فرهنگ‌های مختلف مواد یکسان را به هزاران روش مختلف ترجمه می‌کنند، آموخته‌ام. فرهنگ یک نسل است – ما را به کسانی که قبل از ما آمده اند متصل می کند، به ما نشان می دهد که چگونه به عنوان یک جامعه تکامل یافته ایم، و به ما پیوندی با تاریخ مشترکمان می دهد. این چیزی است که پدربزرگ و مادربزرگ من معتقد بودند، این چیزی است که آنها به آن امیدوار بودند، و این چیزی بود که آنها را حفظ کرد. با این حال، وقتی از فرهنگ سیاهان صحبت می کنیم، اهمیت این موضوع پاک می شود.

فرض این است که برای ما فرهنگ – چون فرهنگ نوع خاصی از ثروت و مصرف نامشخص است، زیرا مؤلفه‌های اساسی آن برتری سفیدپوستان را نشان نمی‌دهد – فرهنگ مصرف‌پذیر است. باید رها شود یه چیز بهتر. همیشه کاملاً واضح است که “یه چیز بهتر“در حقیقت “چیزی سفیدتر. “

من در بحث درباره اینکه چه کسی در حال حاضر از بیماری کروناویروس (همچنین به عنوان COVID-19 شناخته می‌شود) از این بیماری رنج می‌برد، بسیاری از اینها را می‌شنوم. سیاه‌پوستان در آمریکا ۲.۴ برابر بیشتر در معرض خطر مرگ ناشی از کلسترول و فشار خون بالا یا چاقی هستند. سیاه پوستان در آمریکا به دلیل “غذا” چاق هستند که آنها بخور.” هوم چربی زیرا غذای آنها چاقش میکنه آنها معتاد به افراط. که آنها آنها نمی توانند خود را کنترل کنند، حتی اگر به معنای نجات جان آنها باشد.

زیرا سلامت ما به عنوان یک جامعه به عنوان یک مشکل تلقی می شود ما باعث شده اند رفتارها و تصمیم گیری های ما توجیه شود که چرا این اتفاق نیفتاده است آمریکا آنها. این نیست آمریکا مسئله. این آنها مسئله. به این واقعیت توجهی نداشته باشید که نرخ چاقی سیاه‌پوستان آمریکایی ۴۹.۶ درصد، کمی متفاوت از نرخ سفیدپوستان ۴۲.۲ درصد است – کمی بیش از ۶ درصد تفاوت. این فرصتی است برای بی اعتبار کردن فرهنگ سیاه، برای توجیه دلیل حذف آن. این فرصتی است که دوباره سیاهان را شکست دهیم.

اگر در تعداد آمریکایی‌های سفیدپوست و سیاه‌پوست تفاوت‌هایی وجود داشته باشد، ممکن است به شکست اخلاقی جامعه سیاه‌پوستان مربوط نباشد – شاید بازتابی از جامعه‌ای که اکثریت قریب به اتفاق بیمارستان‌ها، خواربارفروشی‌ها و مکان‌های پیاده‌روی در آن متمرکز شده‌اند. جوامع سفید پوست شاید وقت آن رسیده است که در مورد تعداد زیادی از سیاهپوستان آمریکایی صحبت کنیم که در مشاغلی کار می کنند که از نظر فیزیکی به قدری مالیات بر خود تحمیل می کنند که زمانی برای تعهد به فعالیت بدنی ندارند و هیچ مزیتی برای کمک به آنها برای پرداخت هزینه مراقبتی که برای آن نیاز دارند وجود ندارد. فشار خون یا کلسترول؛ شاید زمان آن رسیده است که نه تنها در مورد بیابان های غذایی، بلکه باتلاق های غذا – محیط هایی که در آن زندگی می کند صحبت کنیم. فقط منابع غذایی موجود رستوران های فست فود هستند.

به همین دلیل غذا سیاسی می شود. غذا درباره هویت است. می پرسد – نه، خواستار –برای کسی که غذای خود، فرهنگ خود را کنار بگذارد، این است که از مردم بخواهد این هویت را کنار بگذارند. مدعی است که آنها باید انجام این کار برای زنده ماندن – به معنای واقعی کلمه و مجازی – نه تنها نژادپرستانه است، بلکه یک دروغ نیز هست. افرادی که از رژیم غذایی استاندارد آمریکایی استفاده می کردند هنوز دیابت و بیماری قلبی داشتند و بدون توجه به نژاد، کلسترول بالایی داشتند.

سیاست در مورد شکل دادن به جهانی است که ما در آن زندگی می کنیم، و اینکه چگونه دولت به مردمی که نمایندگی می کند خدمت می کند. اگر درک این است که غذاهای فرهنگی ما بد هستند و باید کنار گذاشته شوند (خبر: آنها نیستند)، پس عواقب واگذاری چیست: بیمارستان‌های کافی در جامعه ما وجود ندارد، خواربارفروشی برای ارائه خدمات به ما وجود ندارد، سرمایه‌گذاری نمی‌شود. فضاهای تمیز و قابل پیاده روی هیچ دلیلی برای سرمایه گذاری برای نجات جامعه ای که “فرهنگ آن رفاه آن را تضعیف می کند” وجود ندارد.

اما، از بسیاری جهات، این فرهنگ ما را راضی می‌کند و به ما کمک می‌کند احساس کنیم که قابل مشاهده باشیم. وفاداری تسلیم ناپذیر من به سبزی کولارد به همان اندازه تعهدی به سلامتی من است که به چهار نسل از زنانی که در باغچه ای که سبزیجات ما رشد می کردند، بازی می کردند. مادرشوهرم که متوجه می شود من چگونه خرج خواهم کرد ساعت ها پشت میز من در حالی که بدون حرکت کار می کنم، چه برسد به اینکه غذا بخورم، او یک کاسه بزرگ لوبیا و برنج و یک فنجان چای زنجبیل برایم می آورد. انجام خواهد داد دوراهی و وقتی فهمیدم خودم دارم خیارشور درست می‌کنم یک شیشه کنار یخچال برایم نگه داشتم. و هر سال نو، در حالی که من در حال انجام Hoppin’ John بودم، او این کار را انجام می داد سوپ کدو حلوایی.

اگر سوال همچنان باقی است،اما اگر یکی از معدود پیوندهایی که مرا به هم می بندد، غذا باشد… چگونه می توانم طاقت بیاورم که رشته دیگری را برای کسانی که دوستشان دارم از دست بدهم؟به نظر من، پاسخ واضح است: شما نمی توانید.

غذا بخشی ضروری از پنج زبان عشقی است که همه ما به خوبی می دانیم. این است که کسی به شما دستور غذا را یاد دهد عمل خدمت; تا بشقاب بیاورم کادو; برای اینکه یک فرد مسن دست شما را بگیرد و روی یک برگ سبز کلم هدایت کند تا مطمئن شود که چگونه تمیز بودن آن را بررسی کنید. لمس فیزیکی. با هم بنشینید و غذا بخورید زمان کافی. را تمدن من همیشه این اشکال عشق را گنجانده ام. وقتی به سیاه پوستان اشاره می کنیم، این اشتباه است که غذا نشان دهنده عشق است.

ما هستیم همه آیا باید راه های مختلفی برای نشان دادن عشق پیدا کنید؟ به طور طبیعی این کارایی را از بین نمی برد این هست جاده. ارزش فرهنگ را از بین نمی برد.

غذا “فقط غذا” نیست، اما ما هرگز به آن نیاز نداشته ایم. در جامعه ای که هر کس با افزایش دیابت، بیماری قلبی و کلسترول، به احتمال زیاد «مشکل» بیشتر به غذاهای فرآوری شده مربوط می شود که همه ما می خوریم، و کمتر مربوط به غذاهای اصلی است که بسیاری از ما برای نسل ها خراشیده ایم. نگهش میدارم هیچ کس Soul Food هفت روز در هفته می خورد – وعده های غذایی که مردم هر روز می خورند احتمالاً فست فود، غذاهای فرآوری شده از پیش بسته بندی شده، شام های تلویزیونی، سس های بسته بندی شده و سایر موارد مملو از شکر، نمک و نشاسته است. روش های غذایی ما فراتر از این است.

دستور العمل هایی که از افراد مسن به ارث رسیده و به کودکان داده می شود بیش از ریشه های یک شجره خانوادگی غنی است که هنوز میوه می دهد، آنها پیوندی با افرادی هستند که ما را دوست داشتند و نشان دادن از طریق تغذیه ما این چیزی بیش از یک غذا است – این غذای روح.

مادرشوهرم زیاد انگلیسی صحبت نمی‌کرد، اما می‌دانست چگونه عشق را به زبانی که همه می‌دانیم، به گونه‌ای که هرگز فراموش نمی‌کنیم نشان دهد. این مهمترین دلیلی است که چرا غذا نمی تواند فقط غذا باشد – غذا می تواند صحبت کند در حالی که هیچ چیز دیگری نمی تواند صحبت کند. رها کردن آن مناسک مقدس به دلیل برتری سفیدپوستان، بیش از آنهایی که پیش از ما آمده بودند، خیانت می کند – ما به خودمان خیانت می کنیم.



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر