روزهای تنبل / افکار عمیق


توجه: این بخش اول چند روز پیش نوشته شده است. بالاخره امروز پست را تمام کردم.

… من هنوز از تعطیلات این هفته لذت می برم. من واقعاً عاشق این هستم که بتوانم بخوابم ، یا تا دیروقت بیدار باشم ، یا هر زمان که خوب شد فقط بخوابم. من عاشق این نیستم که برای بیرون رفتن و حضور در جمع آماده باشم. من فقط دوست دارم هر کاری را که تمایل دارم در هر روز انجام دهم انجام دهم. اقامت ممکن است هیجان انگیزترین روش برای گذراندن اوقات فراغت از محل کار نباشد ، اما می تواند به طور مستقل رضایت بخش باشد.

من برخی فعالیتها را در تقویم خود قرار دادم – کارهایی که می خواستم در خانه انجام دهم تا حداقل مولد باشم. تا اینجا کمی کار کرده ام و از این بابت خوب هستم. امروز صبح دیر زمانی را در زیرزمین گذراندم و تعدادی از جعبه های زیادی را که در چند سال گذشته به آنجا پرتاب کرده بودم ، خراب کردم. من همه اینها را به اندازه کافی انجام ندادم اما آنقدر که احساس رضایت کنم. در غیر این صورت من کمی آشپزی کردم و فیلمهای زیادی تماشا کردم ، که صادقانه یکی از چیزهای مورد علاقه من است. در ماه اکتبر ، حتی بهتر است – ما سنت داریم هر روز حداقل یک فیلم ترسناک در طول ماه تماشا کنیم ، و سپس آن را با تماشای فیلم کلاسیک اصلی 1978 به پایان برسانیم. هالووینبه در حال حاضر ما اولین مورد را داریم کابوس در خیابان علم بازی در پس زمینه

از نظر تغذیه خوبم من حدس می زنم که بیشتر به معنی روزه داری متناوب هستم ، منتظر هستم تا اولین وعده غذایی خود را تا بعد از ظهر بخورم. امروز من یک دستور العمل جدید برای گوشت خوک سرخ شده با پوسته سینه خرد شده امتحان کردم. اینها در پاییز خوب و مناسب بودند ، همراه با سیب زمینی شیرین بوداده و پیاز که کنار هم قرار دادم ، روی آن مقداری برگ مریم خرد شده (سرخ شده) قرار گرفت. من کمی پیتزای خانگی را با هم می ریزم. بنابراین بله ، استفاده از وقت آزاد من برای تولید غذای منزل به اندازه تکیه بر تنقلات یا فست فود. به طور کلی می توانم بگویم که با انتخاب هایی که انجام می دهم بسیار خوب عمل می کنم. من بیش از حد از “آب نبات” لذت نمی برم ، اما خرس های بزرگ چربی (با چند عدد در یک زمان) و چند پیمانه بستنی (دوباره ، قسمت های کوچکتر در طول زمان و یک برند محلی بستنی) دارم. ، پری ، این کالری بسیار ضخیم تر از چیزی شبیه بن و جری است) ، و من چند آبجو اینجا و آنجا دارم.

من تصمیم گرفتم هر دوشنبه یکشنبه خودم را وزن کنم تا بدانم چه اتفاقی می افتد اما وسواس وزن گیری هر روزم را نداشته باشم. آخرین وزن من کمی من را زیر 330 (329.8) قرار داد ، که دو پوند کمتر از آخرین بار است. هنوز مشخص نیست که Whole30 به کجا رسیدم ، اما آن را می گیرم.

هرچند چیزهای دیگری در ذهن من وجود دارد! من اخیراً اشاره کردم که در ماه ژانویه به مدرسه باز می گردم تا دوره های کارشناسی ارشد در مطالعات محیط زیست را در کالج محلی محلی شروع کنم ، که من بسیار هیجان زده هستم! اما اخیراً ، از آنجایی که بیشتر در حال تحقیق در مورد این موضوع هستم که از کجا باید آن را بیرون ببرم ، حتی بیشتر از این بوده ام. در ابتدا فکر من این بود که ادامه دهم …

(امروز)

از دانشگاه دولتی محلی لیسانس بگیرید ، اما من بیشتر تحقیق کردم و متوجه شدم که برنامه ای وجود دارد که بیشتر از آنچه من دنبالش هستم ارائه می دهد ، کاملاً آنلاین است و در واقع هزینه آن کمتر از یک ساعت اعتبار است! بنابراین من احتمالاً قصد دارم در برنامه آنلاین ایالت اورگان U تحصیل کنم که علوم محیطی ، یا علوم شیلات و حیات وحش را مورد هدف قرار می دهد (در صورت تمایل مقایسه این دو را در اینجا ببینید!) در حال حاضر از تحصیلات بیشتر خود بسیار هیجان زده هستم. من این گزینه ها را پیدا کرده ام ، و مجبور نخواهم بود در مورد یک برنامه دیوانه وار بین کار تمام وقت و ورود به کلاس ها بحث کنم (بسیاری از آنها بصورت آنلاین به صورت محلی ارائه نمی شود – با این حال ، برخی خوب است).

داشتن چنین توجه مهمی ، چه برسد به رفتن در رشته ای که چند ماه پیش هرگز فکرش را نمی کردم. من متوجه می شوم که بخشی از آن به این دلیل است که من حتی نمی دانستم مشاغلی که بسیاری از همکارانم وجود دارند. (دانشمندان از هر نظر ، مدیران پروژه ، متخصصان GIS و غیره و غیره)

تعطیلات من اکنون تقریباً به پایان رسیده است. شنبه است و من کمی ناراحت هستم ، اما از آنجا که من واقعاً کارم را دوست دارم ، خیلی زحمت نمی کشم که برگردم. لباس پوشیدن در صبح بدترین خواهد بود. من کارها را آنطور که از قبل در نظر داشتم انجام ندادم ، اما به زیرزمین رفتم تا کمی را مرتب کنم – مجموعه ای از جعبه ها را خراب کردم ، برخی از چیزهایی را که برای همیشه روشنایی روز را نمی دیدند ، مرتب کردم ، و همه چیز را در آن قرار دادم. شمع ، و غیره و غیره خوبه. ممکن است قبل از پایان تعطیلات آخر هفته ، کارهای بیشتری انجام دهم. اما من نظافت بیرونی را انجام ندادم و فضای داخلی را تمیز نکردم ، هنر انجام ندادم … من اساساً فقط آرامش زیادی داشتم و فیلم های وحشتناک (و همچنین برخی از فیلم های معمولی) را تماشا کردم.

از زمانی که من نوشتن این پست را شروع کردم ، آیا خوردن من فقط کمی عادی بوده است؟ به عبارت دیگر ، هیچ چیز افراطی در هر جهت نیست. تقریبا بصری. ممکن است فردا صبح در ترازو قرار بگیرم یا شاید تا یکشنبه آینده صبر کنم. به نظر می رسد من چیزی بدست نیاورده ام و ممکن است یک یا دو پوند کاهش یافته باشد. هنوز درد دارم پای راست من واقعاً آزاردهنده بود ، من مشکوک به التهاب مفاصل هستم و بهتر نمی شود. همچنین بازو / شانه چپ من هنوز احمق است و من هنوز از آنچه در آن اتفاق افتاده نگرانم. ماده پا چند روز در ماه مه در سفر متقاطع ما سر زشت خود را بالا برد ، بنابراین من حدس می زنم که باعث ایجاد تمام راه ها شده است.

من اکنون بیمه درمانی دارم ، اما کارفرمای من فقط برنامه های قابل کسر بالا ارائه می دهد ، بنابراین تا زمانی که FSA من در ماه ژانویه (سابقه طولانی ، اما اینطور است) شروع نشود که ملاقات با یک پزشک در کارت نباشد. با این اوصاف ، من می دانم که کاهش وزن بیشتر احتمالاً به پای من کمک می کند. (من آن را انکار می کنم ، اما هر چیزی.) در هر صورت به دلایل زیادی ، شخصی و سیاسی ، ناامید کننده است. حدس می زنم در این بین ایبوپروفن بهترین دوست من خواهد بود. (بیشتر اوقات از مصرف آن اجتناب می کردم ، اما دیشب واقعاً معجزه کرد ، بنابراین …)

خوب ، خوب ، من حدس می زنم که این کار را تمام می کنم تا بتوانم چیزی را بیرون بیاورم و بیرون بیاورم. شاید برای مدتی به زیرزمین بازگردم.

دیدگاهتان را بنویسید