ترکیبی که اگر یک شخصیت تلویزیونی بودم انتخاب می کردم


این یک نوع پست سرگرم کننده است که من مدت زیادی است که می خواهم بنویسم. اگر زیاد تلویزیون تماشا نمی کنید، احتمالاً باید از این پست صرف نظر کنید.

خیلی وقت‌ها، وقتی دارم یک برنامه تلویزیونی تماشا می‌کنم، به چیزی مثل این فکر می‌کنم (یا با صدای بلند به جری می‌گویم): “کاش می‌توانستم بهترین دوست با او باشم!” یا “من کاملاً دوست دارم که او درمانگر من باشد!” یا چیزهایی از این قبیل بدیهی است که من در مورد شخصیت های نمایش صحبت می کنم (و نه بازیگران “زندگی واقعی”).

من مطمئنم که دارم شخصیت هایی را که در مورد آنها صحبت کرده ام فراموش می کنم و بعداً به من ضربه می زند، اما این چیزی است که فعلاً به آن فکر کردم. “ترکیب کامل” در یک زندگی تخیلی:

بابا: جک پیرسون از «این ما هستیم»

– مطمئنم همه کسانی که تا به حال این نمایش را دیده اند همین فکر را کرده اند!

مامان: لورلای گیلمور از «دختران گیلمور»

– خیلی خنده دار. کاش با تک لاینرها آنقدر سریع بودم!



خواهر: میندی لاهیری در «پروژه میندی»

– او بسیار دمدمی و بی دست و پا است، اما به روشی کاملاً دوست داشتنی. نمی توانی او را دوست نداشته باشی من او را برای خواهر یا بهترین دوست انتخاب می کنم.


برادر: مایکل اسکافیلد از «فرار از زندان»

– بله، او فوق العاده شدید است. اما او به وضوح برای خواهر یا برادرش هر کاری انجام می دهد، بنابراین خواهر بودن ایده بدی نخواهد بود 😉


شوهر: گرگ اتو از «خانه دار آمریکایی»

– گرگ فقط یک پسر/شوهر/پدر همه جانبه خوب است. او بامزه است و فقط با جریان پیش می رود. او مرا خیلی یاد جری می اندازد، در واقع!


فرزند پسر: کلی جنسن از «۱۳ دلیل چرا»

– چه بچه خوبی! او قلب طلایی دارد و فقط می خواهد همه با هم کنار بیایند. یک روح پیر – او مرا از این طریق خیلی به یاد الی می اندازد.


دکتر(های): دافنه واسکوئز از «تغییر در بدو تولد»

– جدا از لبخند شایان ستایش او، من عاشق معصومیت دافنه بودم و اینکه به نظر می رسید او خوبی های همه را می بیند. همچنین، من عاشق زبان اشاره هستم، بنابراین تماشای نشانه او یکی از بخش های مورد علاقه من در نمایش بود.


مادر بزرگ: سوفیا پتریلو از «دختران طلایی»

– من عاشق این هستم که او هیچ چیز را در خود نگه نمی دارد و نظر خود را به این شکل خنده دار بیان می کند

پدر بزرگ: زیک براورمن از «Parenthood»

– حکمتی که او با بچه ها و نوه هایش به اشتراک می گذاشت روی من تأثیر گذاشت. من حتی چند نقل قول عمیق از او را یادداشت کردم.


عمه: روزان کانر از «روزان»

– او خاله کاملاً سرگرم کننده ای است که می خواهید آخر هفته را با او بمانید، اما خوشحالم که بعد از آن به خانه برمی گردید. او خنده دار است!


عمو یا دایی: دن کانر از «روزان»

– روزان بدون دن خنده دار نبود. آنها خیلی خوب با یکدیگر بازی می کنند!


بهترین دوست: جورج اومالی از «آناتومی گری»

– جورج پیر خوب! او همیشه به عنوان “یکی از دختران” با شخصیت های زن دیده می شد زیرا او شیرین و دلسوز بود. او صمیمانه دوست خوبی برای همه بود.


دوستان دیگر: کیتی اتو از «خانه دار آمریکایی»

– او مرا به یاد خودم می اندازد، اگر من یک برون گرا بودم. او خیلی از چیزهایی را می گوید که من به آن فکر می کردم، فقط آنها را با صدای بلند نمی گفتم، هاها.


اشمیت از «دختر جدید»

– دوستی اشمیت بسیار سرگرم کننده است – حداقل می توان گفت نمایشنامه های او بسیار سرگرم کننده است.


جوی تریبیانی از «دوستان»

– البته من *باید* یک “دوست” را در اینجا وارد کنم و جوی را انتخاب کردم. او احتمالاً مورد علاقه من در بین همه دوستان است و وفاداری او گاهی اوقات بدیهی تلقی می شود.

اسپنسر رید از «ذهن جنایتکار»

– من واقعاً عاشق گوش دادن به صحبت های افراد بسیار باهوش در مورد چیزهای جالب هستم، و مطمئن هستم که می توانستم هر روز تمام روز به صحبت های اسپنسر در مورد پزشکی قانونی گوش دهم.

دوست پسر: جکسون اوری از «آناتومی گری»

– من او را صرفاً به این دلیل انتخاب نکردم که او خیلی زیباست. یا چشمان شگفت انگیز و مسحور کننده اش. یا لبخند مسخره جذابش. جکسون قلب بزرگی دارد و مصمم است با وجود نام “اوری” راه خود را باز کند.


روانپزشک / درمانگر: دکتر. چارلز از «شیکاگو مد»

– من فقط دکتر را دوست دارم. چارلز! او می تواند پدر، پدربزرگ، درمانگر من باشد. اما من فکر می کنم درمانگر برای او عالی است. او شنونده فوق العاده ای است که برای افراد مبتلا به بیماری روانی بسیار دلسوز است.


دکتر: دکتر. خانه از “خانه”

– در حالی که شخصیت او ممکن است برای اکثر مردم یک تغییر بزرگ باشد، من واقعاً دوست دارم که او نظر خود را بیان کند و تقریباً در مورد همه چیز بدبین است. هاها! او بهترین دکتری است که می تواند داشته باشد زیرا می تواند قبل از اینکه فهرست علائم خود را به پایان برسانید دقیقاً به شما بگوید چه مشکلی دارید.


معلم: والتر وایت از «برکینگ بد»

– «آقای سفید» را از ابتدای نمایش دوست داشتم- معلمی که در مورد شیمی هیجان زده بود (با وجود عدم اشتیاق در شاگردانش). او بی گناه بود و فقط سعی می کرد زندگی صادقانه ای برای خانواده اش بسازد. “آقای سفید” از فصل اول قطعا انتخاب من برای معلم خواهد بود.


هم اتاقی: جک مک فارلند از «ویل و گریس»

– سرگرمی مداوم در واقع، ما احتمالاً هم اتاقی های وحشتناکی خواهیم بود زیرا من بسیار درونگرا هستم و او… خوب، نه. او احتمالاً من را دیوانه می کند وقتی که به زمان آرامی نیاز دارم. اما شخصیت او بسیار سرگرم کننده است!


افسر پلیس: ویک مکی از «سپر»

– سپر یکی از بهترین برنامه های تلویزیون بود و شخصیت ویک یکی از آن انواع عشق/ نفرت بود. گاهی اوقات شما او را به خاطر “پلیس بد” بودن دوست دارید، اما گاهی اوقات او می تواند یک دیوانه باشد. صرف نظر از این، او پلیس خوبی خواهد بود که اگر به آن نیاز داشتید در کنار شما باشد!


وکیل: اولیویا پوپ از فیلم “رسوایی”

– قطعاً کسی نیست که بخواهید با او درگیر شوید. او تمام اسرار شما را خواهد آموخت و از افشای آنها نترسد. بنابراین من می خواهم که او در کنار من باشد – دوباره، در صورتی که من هرگز نیاز داشته باشم.


همسایه: ویلیام از «این ما هستیم»

– فقط باید ویلیام را در جایی وارد می کردم. عشقی که او به خانواده‌اش در مدت کوتاهی داشت بسیار شیرین بود و من آرزو می‌کردم از همان جوانی آنها را در زندگی‌اش داشته باشد. اگر او همسایه تنها من بود، هر روز او را برای شام دعوت می کردم و تعطیلات را با خانواده ام می گذراندم.


سرآشپز: الماس گابی از «جوان و گرسنه»

– من عاشق این هستم که او به جای همه چیزهای فانتزی که سرآشپزها معمولا درست می کنند، غذاهایی را می پزد که من واقعاً می خورم! پنیر کبابی؟ بله لطفا. و شخصیت او قابل ستایش است.

خوب، این چیزی است که فعلاً می توانم به آن بیایم! همانطور که گفتم، می‌دانم دلم برای افرادی تنگ می‌شود که بعداً به ذهنم خطور می‌کنند، اما فکر کردن به آن جالب بود. انتخاب های زیادی!

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر