برای کوکی ها اجرا می شود: دستور العمل میراث: پیراشکی عالی


این یکی دیگر از آن دستورهایی است که اصلاً زیبا به نظر نمی رسد – اما پایان را خراب می کنم و می گویم خوشمزه بود! خیلی بهتر از چیزی که به نظر می رسد.

مدتی است که می‌خواهم این دستور غذا را درست کنم زیرا شخصی که آن را ارسال کرده راننده اتوبوس مدرسه ابتدایی من است. و بگذارید بگویم، این واقعیت که من از یک شهر بسیار کوچک آمده‌ام به این معنی است که راننده اتوبوس می‌تواند به اندازه یک مادر یا مادربزرگ قبل و بعد از مدرسه باشد.

این دستور غذا توسط جویس لورا به یاد الزا ریموند به انجمن تاریخی راک‌وود، میشیگان ارائه شد. من در ابتدا کمی گیج شدم، زیرا نام دختر جویس ریموند بود. و با ریموند لورا ازدواج کرد. وقتی آن را مرتب کردم، منطقی بود ؛) من فرض می کنم که الزا مادر جویس بود.

می‌دانی چگونه در زندگی سپری می‌کنی و افراد تصادفی خاصی در اعماق ذهنت جای می‌گیرند که وقتی به آن‌ها فکر می‌کنی، لبخندی نوستالژیک به لبانت می‌آورند؟ منظور من افرادی نیست که این کارهای معروف و دیدنی را انجام می دهند، بلکه مردم عادی هستند که به دلایلی با آنها روبرو می شوید.

جویس لورا یکی از آن افرادی است که در پس ذهن من غرق شده است. راستش نمی توانم بگویم چیز زیادی از او به یاد دارم! او در تمام دوران دبستان راننده اتوبوس مدرسه من بود و همه ما بچه ها او را کاملا دوست داشتیم. من به یاد دارم که او هر چند وقت یک بار به ما خوراکی هایی می داد (کوکی ها یا چیزهای دیگر). اما او با ما مانند نوه‌های خودش رفتار می‌کرد (که بسیاری از آنها را داشت – او در سال ۱۹۲۷ به دنیا آمد و وقتی در سال ۲۰۱۶ از دنیا رفت، ۱۴ نوه و ۱۵ نوه داشت.

همان بچه ها هر سال با هم سوار اتوبوس می شدند. همه ما در یک محله زندگی می‌کردیم، تمام تابستان را با هم بازی می‌کردیم، و با وجود اینکه بچه‌های خاصی بودند که دوستشان نداشتیم، به نوعی یک خانواده بودیم. و من فکر می کنم جویس در مورد ما نیز چنین فکر می کرد. او دوست داشت هر سال رشد ما را ببیند و از ما در جلو یا داخل اتوبوس عکس گرفت. (او در واقع یک نوه داشت که با ما سوار اتوبوس شد!) او به هر یک از ما احساس خاص بودن می داد.

هنوز می‌توانستم نام همه آنها را به شما بگویم و امروز هم با برخی از آنها دوست هستم. امروز از برخی از دوستان دوران کودکی‌ام پرسیدم که درباره او چه خاطره‌ای دارند، و همه آنها همین را گفتند: “او خیلی خوب بود. حتی با برخی از احمق‌های داخل اتوبوس، او برای همه بسیار خوب بود.”

من یک حادثه خاص را به یاد می آورم که توسط پلیس دستگیر شدیم. ظاهرا پسری به نام اریک که به مزاحم بودن شهرت داشت کلاه خود را از پنجره به سمت ماشین پلیس به بیرون پرتاب کرده است. بنابراین ما را کنار کشیدند و پلیس به اتوبوس آمد تا با او صحبت کند. جویس تا جایی که می توانست آرام بود. بعداً در دوران راهنمایی یاد گرفتم که اکثر رانندگان اتوبوس اینطور نیستند!

جویس این دستور غذا را به یاد الزا ریموند ارسال کرد – چون الزا نام دخترش بود، فرض می‌کنم الزا مادرش بود، اما نمی‌توانم مطمئن باشم. من نمی توانم آن اطلاعات ساده را آنلاین پیدا کنم!

به هر حال، با وجود این که این دستور ساده است، من نمی توانم آن را به یاد جویس درست نکنم. یک راننده اتوبوس مدرسه ابتدایی که ۳۵ سال بعد در ذهن بچه ها می ماند، واقعاً یک راننده اتوبوس خاص است.

مثل همیشه، من دستور غذا را دقیقاً همانطور که در کتاب است، در اینجا تایپ می کنم. “نسخه مناسب چاپگر” توسط من مجدداً نوشته شده است تا هر گونه یادداشت یا توضیحی را شامل شود. من هیچ تغییری یا جایگزینی در حین تهیه این دستور انجام ندادم.

در اینجا یک نسخه چاپگر پسند است!


دامبلینگ های کامل

۱-۱/۴ c. ارد
۳ قاشق چایخوری پودر خمیرمایه
۱ قاشق چایخوری. نمک
۱ قاشق چایخوری. قند
۱ عدد تخم مرغ خوب زده شده
۱ c. شیر

خوب مخلوط کنید. قاشق را داخل مایع در حال جوش بریزید. به طور مداوم به جوشیدن ادامه دهید. ۱۵ دقیقه بخارپز کنید.

نوشته های من:

این دستور غذا فوق العاده ساده است. تنها چیزی که از آن مطمئن نبودم بخار کردن بود. بخارپز کردن معمولاً شامل پوشاندن قابلمه برای نگهداری در بخار است. بنابراین، در اینجا چگونه آن را خواندم: من کوفته ها را در حالی که مایع به طور مداوم می جوشید، ریختم. بعد از اینکه همه کوفته ها داخل قابلمه ریختم، در قابلمه را پوشاندم و دمای آن را به حد متوسط ​​رساندم و اجازه دادم ۱۵ دقیقه دم بکشد.

می گوید در مایع بپزید، بنابراین تصور می کنم می توانید از هر مایعی که دوست دارید استفاده کنید. من آنها را در سوپ پیاز فرانسوی درست کردم (فقط پودر آن را با آب مخلوط کنید).

اینها قطعا زیبا نبودند. وقتی آماده شدم آن را داخل سوپ بریزم، خمیر بسیار نازک به نظر می رسید. با این حال، من هر بار حدود یک قاشق چایخوری یا کمی بیشتر برداشتم و آن را داخل آن انداختم. وقتی به آب جوش برخورد کردند، می‌دیدم که از هم جدا می‌شوند. ببین چقدر در دیگ بد به نظر می رسیدند! (احتمالاً باید از گلدان پهن تری هم استفاده می کردم.)

این بعد از بخارپز بود

فکر می کنم احتمالاً قرار بود قاشق های بزرگ تری بریزم. یا شاید اگر آب را کم کنم تا بجوشد تا بجوشد. من می دانم که آنها با آرد بیشتر (خمیر غلیظ تر) بهتر می چسبند، اما من اصلاً نمی خواستم دستور غذا را تغییر دهم. چندین چیز وجود دارد که می توانم کمی تنظیم کنم تا از جدا شدن آنها جلوگیری کنم.

با این حال … علیرغم اینکه این دستور چقدر زیبا نیست ، کاملاً خوشمزه بود !! آب پیاز انتخاب خوبی بود. و در حالی که قسمت مورد علاقه من کوفته های بزرگ بود، قطعات کوچکتر واقعا آبگوشت را غلیظ می کردند. دفعه بعد، فکر می کنم سعی می کنم آب را کم کنم تا بجوشد و بقیه چیزها را به همان صورت امتحان کنم. اگر جواب نداد، قاشق های بزرگتر درست می کنم. به عنوان آخرین راه، آرد بیشتری اضافه می کنم. واقعا طعم و بافت این کوفته ها واقعا “عالی” است!

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر