اجرا برای Cookies: Date Night!


دیروز شبیه اولین شب ملاقات *واقعی* بود که من و جری از زمان شروع همه گیری آن را تجربه کرده ایم. ما به جشن تولد ۴۰ سالگی دوستمان اریک دعوت شده بودیم. فکر می‌کنم اریک گفته است که او جوان‌ترین فرد در گروه دوستان ما است، بنابراین اکنون همه ما در ۴۰ سالگی هستیم – باورم نمی‌شود! اینها اکثراً افرادی هستند که در سال ۲۰۰۰ با آنها از دبیرستان فارغ التحصیل شدم (و در واقع با اریک به پیش دبستانی رفتم). من دوست دارم که همه ما هنوز با هم دوست هستیم و ای کاش بیشتر دور هم جمع می شدیم. من و جری به زودی برای یک بازی شب برنامه ریزی می کنیم.

به هر حال، من امیدوار بودم که از افراد دیگری که دیشب آنجا بودند، عکس‌های بیشتری بگیرم، اما شما می‌دانید که چطور است – مردم عکس می‌گیرند، می‌گویند آن‌ها را برای شما می‌فرستند، و بعد هرگز آنها را نمی‌بینید. اما من چند تا از جری و من دارم.

من در خانه پدر و مادرم توقف کردم تا برای آنها هلو بریزم و از آنجایی که من و جری نسبتاً آراسته بودیم، مادرم چند عکس از ما گرفت.

من از رفتن به مهمانی اریک بسیار عصبی بودم، نه تنها به دلیل اضطراب اجتماعی ام (نمی دانستم چه کسی قرار است آنجا باشد)، بلکه به دلیل وگان بودن و غیر مشروب بودن. من منوی رستوران را به صورت آنلاین جستجو کردم تا سعی کنم از قبل برنامه ریزی کنم و متوجه شدم که یک گزینه (شوخی نمی کنم) که گیاهخوار باشد وجود ندارد. و اگر گزینه های گیاهخواری وجود داشت، من آنها را ندیدم.

بنابراین، من و جری تصمیم گرفتیم قبل از رفتن غذا بخوریم و اگر چیزی نمی توانستیم بخوریم، چیز مهمی نیست. این غذا به صورت بوفه سرو می‌شد و در نهایت یک بشقاب هوموس و سبزیجات به همراه سالاد جانبی با وینیگرت به پایان رسید. من مقدار زیادی از هر دو را مصرف کردم و فقط امیدوار بودم کسی از من نپرسد که چرا بیشتر نمی‌خورم.

تا آنجا که نوشیدنی‌ها – می‌توانستم آب بچسبانم، اما با یک بار پر در آنجا و این یک موقعیت خاص است، تصمیم گرفتم از ساقی یک ماکتل (کوکتل بدون الکل) بخواهم. از آنجایی که عاری از الکل روز به روز رایج‌تر می‌شود، بارها شروع به سرو ماکت‌های بیشتری کرده‌اند و بسیار خلاقانه هستند. من نمی‌خواستم یک تونیک ساده با لیموترش سفارش دهم، بنابراین از ساقی پرسیدم که آیا می‌تواند ماکتی را که انتخاب می‌کند برای من درست کند – فقط برای اینکه هر چه می‌خواهد درست کند و من را غافلگیر کند.

من تا همین اواخر این را نمی دانستم، اما نسخه های غیر الکلی ارواح مانند جین و ودکا وجود دارد. من هرگز آنها را امتحان نکرده بودم، بنابراین بسیار سرگرم کننده بود که چیز جدیدی را امتحان کنم. و به نوشیدنی فانتزی من نگاه کن! ای کاش می توانستم به یاد بیاورم اسم آن چیست یا چه چیزی در آن بود، اما نام چیزهای زیادی وجود داشت که من نمی شناختم.

نوشیدنی آنطور که به نظر می رسد شیرین نبود. به او گفتم که من طرفدار زیاد نوشیدنی های شیرین نیستم، بنابراین او یک زوج درست کرد که طرفدار شیرینی نبودند.

من یک موکتل دیگر داشتم که شبیه موهیتو بود اما جین غیر الکلی و چیز دیگری در آن بود. من قبلاً موهیتو را *دوست داشتم*، بنابراین هیجان زده بودم که آن یکی را امتحان کنم. خوشمزه بود! نعناع مخلوط شده طعم تازه و حتی تابستانی را به هر نوشیدنی می دهد.

بین سالاد و هوموس و ماکتل، آنقدر که انتظار داشتم احساس ناخوشایندی نداشتم.

بهترین قسمت شب دیدن دوستان قدیمی ام بود که خیلی وقت بود ندیده بودم. من باید کمی با آنها آشنا شوم، اگرچه به اندازه کافی طولانی نیست، بنابراین هیجان زده هستم که به زودی میزبان یک شب بازی و/یا آتش سوزی هستم. جری و من هر سال میزبان یک آتش سوزی بزرگ بودیم – معمولاً در روز تولد او در سپتامبر یا در حوالی آن – بنابراین احتمالاً امسال این کاری است که ما انجام خواهیم داد. آخرین باری که این کار را کردیم یادم نمی آید!

امروز به کار بر روی کفپوش اتاق خواب و حمام برگشته بود. جری همه چیز را از حمام خارج کرد (طبق دستور برادرم)، و من زیرزمینی را آماده کردم (کشیدن ناخن، درزبندی، و بتونه کاری) تا محصول تسطیح را روی آن بریزم. در واقع به نوعی سرگرم کننده بود، گوش دادن به پادکست و کار با جری.

همچنین می توانید ببینید که کجا آب به کف دوش آسیب رسانده است

در حال حاضر، تنها چیزی که در حمام باقی مانده است، توالت، دوش، و روشویی است. توالت و دوش به زودی بیرون می آید. آن زمانی است که لذت واقعی شروع می شود! هاها