اجرا برای کوکی ها: چهارشنبه وزن: هفته ۷۷


اینها “لباس کار” من برای زمانی است که کارهایی را انجام می دهم که قرار است به هم بریزم. من تصادفاً خیلی لباس ها را خراب کردم! شلوارهای این عکس متعلق به Lululemon هستند (البته من آنها را در Salvation Army تهیه کردم) و من آنها را *دوست داشتم*. آنها بسیار راحت بودند و کیفیت آنها بهترین شلوار یوگای بود که من داشتم. سپس من درز سیلیکونی سفید روی آنها زدم و این از هیچ چیز بیرون نمی آید. از آنجایی که قبلاً خراب شده بودند، سجاف‌ها را بریدم تا هنگام بالا رفتن از نردبان زمین نخورم (این قبلاً اتفاق افتاده بود – من روی ساق شلوارم پا گذاشته‌ام و از پله پایین می‌روم). حالا آنها را با چسب چوب، درزگیر و رنگ پوشانده اند. من ممنونم که گل دیوار خشک محلول در آب است! وگرنه هیچ لباسی نداشتم

چه هفته ای! افکار، برنامه ها و اهداف من در این هفته همه جا بوده است. و متأسفانه با به حداقل رساندن میان وعده در شب که یکی از مواردی بود که می خواستم روی آن تمرکز کنم، خیلی خوب عمل نکردم. نمی‌دانم چه زمانی و چرا این موضوع تبدیل به یک موضوع شد، اما تلاش برای کنترل آن بسیار سخت بوده است!

من واقعاً اصلاً تعجب نکردم که مقیاس امروز بالا رفته است:

من هنوز در محدوده نگهداری خود هستم، که ۱۲۵-۱۳۵ را انتخاب کردم، بنابراین با وزن واقعی خود خوب هستم. من فقط نمی خواهم به صعود ادامه دهد. می ترسم متوقف نشود. من به این فکر می کنم که احتمالاً به یک محدوده کوچکتر نیاز دارم – مثلاً پنج یا شش پوند – زیرا تفاوت بین ۱۲۵ و ۱۳۵ اندازه کل لباس است. در حدود ۱۳۰ سایز جین من تغییر می کند. خیلی عجیب است که آن را کشف کرده اید!

مطمئن نیستم که این افزایش به این موضوع مربوط باشد یا خیر، اما سعی کردم این هفته صبحانه و ناهارم را تغییر دهم. در تمام سال، من همان چیزها را برای صبحانه و ناهار می خوردم – آنها را دوست دارم، بسیار سیر کننده هستند، راحت هستند و فوق العاده سالم هستند. یک روز صبح خیلی سرد بودم و تصمیم گرفتم به جای خوردن غلات معمولی آجیل انگور، جو دوسر گرم درست کنم. و بعد از آن، در طول هفته شروع به خوردن انواع چیزهای مختلف کردم.

هیچ چیز به اندازه وعده های غذایی معمول من (از لحاظ جسمی یا روحی) رضایت بخش نبوده است. وقتی غذاهای مختلف را امتحان می کردم، در طول روز گرسنه تر بودم، بنابراین تنقلات بیشتری می خوردم. اما من هنوز واقعاً احساس رضایت نکردم. معده ام مثل یک گودال بی ته است! بنابراین امروز به غذاهای همیشگی خود بازگشتم و حالم بهتر شده است. با این حال، فقط اوایل عصر است، بنابراین باید ببینم آیا می‌توانم امشب میان وعده را کنار بگذارم یا نه.

فکر کنم این هفته فقط یکبار دویدم. هنگامی که ۷۵ سخت را ترک کردم، شروع به تمرکز بر انجام حمام کردم. پایان دادن به گل‌آلودگی دیوار خشک اطراف دوش، بریدن قالب، قاب کردن درب/سوراخ گربه کوچک در سقف، و برخی موارد دیگر. من برای آویزان کردن قفسه‌های گربه هیجان‌زده هستم، اما ابتدا باید رنگ کنم و هنوز رنگ رنگ را انتخاب نکرده‌ام.

فردا، من می خواهم دیوارها را آماده کنم، اما باید ببینم تونل کارپ من در صبح چه احساسی دارد. یادتان هست چند سال پیش تونل کارپ من چقدر بد بود؟ من هنوز هم از آن زمان با خاموش و روشن کردن آن مشکل دارم، اما معمولاً فقط برای چند روز در زمانی که بیش از حد با دستانم کار می کنم. از زمان شروع به حمام، بدتر و بدتر شده است. دیشب، در طول شب از خواب بیدار شدم، زیرا درد واقعاً بد بود. من باید دوباره از مچ بند استفاده کنم. فوق العاده خسته کننده است! هر کاری که من انجام می دهم شامل دستانم می شود، بنابراین واقعا راهی برای استراحت دادن به آنها وجود ندارد.

به هر حال هفته ای که گذشت از چند جنبه چالش برانگیز بود. با این حال، نسبت به پیشرفتی که در حمام انجام داده‌ام، واقعاً احساس خوبی دارم، و در نهایت شروع به دیدن نور در انتهای تونل می‌کنم. این هفته، من (یک بار دیگر) می خواهم سعی کنم از میان وعده های اضافی جلوگیری کنم. چرا اینقدر سخت به نظر میاد؟!