اجرا برای کوکی ها: چهارشنبه وزن: هفته ۷۱


همانطور که در عکس می بینید، حمام هنوز تمام نشده است. من در نهایت با گل و لای و سنباده دیوار خشک (به جز دور دوش) تمام کردم. دیوار بین اتاق خواب و حمام را هم بازسازی کردم. دیوار دقیقاً پشت تلفن من در عکس جدید است–من یک کمد در جایی که دوش قدیمی بود ساخته‌ام، بنابراین این گوشه کمد است. به محض پیشرفت بیشتر، عکس‌های حمام را پست می‌کنم – خیلی کند پیش می‌رود!

جری قرار است به زودی کف حمام را انجام دهد (در حال حاضر به نظر می رسد یک آشفتگی است). با این حال، کفپوش اتاق خواب تمام شده است، بنابراین خوب است که تخته سه لا را در آنجا نبینید! هزاران ابزار و وسایل (و گرد و غبار دیوار خشک) همه جا وجود دارد، اما من همه چیز را از سر راه برداشتم و فعلاً آینه را آویزان کردم. من واقعا خوشحالم که قسمت دیوار خشک و کمد را انجام دادم. من نقاشی و سایر لوازم آرایشی را برای آخر ذخیره می کنم.

دیروز، زمان زیادی را صرف کار روی پست وبلاگم کردم و بعد از اتمام کار فراموش کردم روی “انتشار” کلیک کنم. بنابراین این دو پست احتمالاً امشب در فید RSS من (و به‌روزرسانی‌های ایمیل) با هم نشان داده می‌شوند. پست دیروز اساساً یک باجیلیون عکس از چیزهایی بود که از زمانی که گیاهخوار شدم می خوردم.

علیرغم اینکه این هفته بسیار شلوغ است، به نظر می رسد که این هفته خیلی کند گذشت. انگار از آخرین وزن چهارشنبه‌ام گذشته است. علیرغم افزودن غذای بیشتر به رژیم غذایی روزانه، وزنم دوباره در این هفته کاهش یافت:

من امروز صبح ساعت ۱۲۵.۸ بودم (ببخشید گرد و غبار دیوار خشک؛ روی همه چیز هست!). باورم نمیشه هنوز دارم لاغر میشم! من فعالانه تلاش نمی کنم؛ در واقع، ترجیح می‌دهم به ۱۳۰ نزدیک‌تر باشم. لباس‌های من خیلی بزرگ به نظر می‌رسند و اخیراً برای پیدا کردن لباس در فروشگاه‌های صرفه‌جویی بسیار سخت بوده‌ام (فکر می‌کنم همه‌گیری چیزهای زیادی را در مورد کمک‌های مالی و فروش تغییر داد). با این حال، من حتی به *کم**وزن بودن نزدیک نیستم، بنابراین شاید بدنم هنوز در حال کشف چیزهایی است.

هیچ وقت فکر نمی کردم بگویم که می خواهم چند پوند اضافه کنم! پیدا کردن تعادل مناسب بسیار سخت است. من عادت دارم کالری را به جای اضافه کردن آنها کاهش دهم، بنابراین برای من غیرقابل تصور است. و بخشی از من مدام فکر می کند که این کاهش وزن فقط موقتی است. به زودی تمام وزنم را به دست خواهم آورد. این دلیل دیگری است که نمی‌خواهم مجبور به خرید لباس‌های جدید شوم و به سختی می‌توانم از شر لباس‌های خیلی بزرگ خلاص شوم. ذهن و بدن من تا حدودی از این طریق احساس قطع ارتباط می کنند.

با این حال، چیزی در مورد این کاهش وزن متفاوت است. من مدت زیادی است که کالری شماری نمی کنم (حداقل ۶-۷ ماه؛ یادم نمی آید چه زمانی ردیابی را متوقف کردم) و انواع و اقسام چیزهای جدید می خوردم که می توانید در پست دیروز مشاهده کنید. از آنجایی که وگان شدن اصلاً به معنی کاهش وزن نبود، من این دو چیز را در ذهنم به هم ربط نمی دهم. و من فکر می کنم این چیز خوبی است! من خیلی سالم‌تر غذا می‌خورم، اما به این دلیل است که می‌خواهم و نه برای کاهش وزن. امیدوارم که منطقی باشد.

از زمانی که «هفته بی واژه» را به استراحت انداختم، دیگر نمی دویدم. من دوست دارم این هفته قبل از از دست دادن تمام تناسب اندامم به آن برگردم، حتی اگر فقط چند بار در هفته باشد. وقتی کراس کانتری تمام شد (سه هفته دیگر)، زمان بیشتری خواهم داشت و کار آسان تر خواهد بود. با این حال، می دانم که می توانم ۴۵ دقیقه چند بار در هفته برای دویدن اختصاص دهم. من فقط باید به خودم انگیزه بدهم تا این کار را انجام دهم!