اجرا برای کوکی ها: چهارشنبه وزن: هفته ۶۲


من آخرین باری که رفتم این پیراهن را در مغازه صرفه جویی گرفتم زیرا فکر می کردم برای من خیلی عالی است. اگر نمی توانید آن را بخوانید، می گوید:

“اگر زمین بخوری، من آنجا خواهم بود” – The Floor
“اگر زمین بخوری، من تو را رها خواهم کرد و احتمالاً در راه پایین به تو خواهم زد” – The Beam

من به دلیل آسیب رساندن به خود در حین کار روی پروژه ها (یا حتی کارهای روزمره): کبودی، بریدگی، خراشیدگی، زخم، سوختگی، که شما نام ببرید، بدنام هستم. اما من و جری متقاعد شده‌ایم که به طرز غم‌انگیزی در یک حادثه نجاری/تعمیر خانه می‌میرم. من تجهیزات محافظ شخصی می پوشم، اما خیلی دست و پا چلفتی و ناهماهنگ هستم که نمی توانم بدون آسیب دیدگی کار کنم.

این پیراهن من را به یاد زمانی می اندازد که در خانه برادرم ناتان کار می کردم – داشتم سقف پاپ کورن او را می خراشیدم و در یک نقطه روی نردبان ایستاده بودم در حالی که خودم را در مقابل شومینه اش محکم می کردم. وقتی وزنم را روی آن تکیه دادم، مانتل در هوا بالا رفت و با حرکت آهسته از نردبان پایین افتادم. نه تنها شومینه به سمتم پرواز می کرد، بلکه به آجرهای شومینه می افتادم. من حتی یک تکه بزرگ از یک آجر را با آرنجم شکستم!

به هر حال، این جور چیزها همیشه برای من اتفاق می افتد و فکر می کردم این پیراهن برای من کاملاً مناسب است 😉

وای، به نظر می رسد که من همین دیروز وزنه زدن چهارشنبه را انجام دادم. من هنوز احساس می‌کنم که در حالت مختلط دوقطبی هستم (در حالت دوقطبی، حالت مختلط به معنای داشتن دوره‌های افسردگی و هیپومانیا/شیدایی همزمان است – مثلاً ممکن است انرژی زیادی داشته باشید، اما از نظر ذهنی احساس غمگینی کنید. و بی انگیزه). بنابراین، ممکن است از خواب بیدار شوم و صبح خوبی داشته باشم و بعد از ظهر، احساس افسردگی کنم و برای چیزی کاملاً بی ربط گریه کنم. خیلی وقت بود که چنین اپیزودی نداشتم. انشالله زود تموم بشه

کمکی نمی کند که من در حال حاضر این مشکل را در اتاق خواب و حمام خود دارم. برایان امروز با من تماس گرفت و قبل از اینکه بتواند در اوایل هفته آینده به من کمک کند، چند کار را در این مدت به من گفت که می توانم برای آن انجام دهم. من واقعاً می خواهم این کار انجام شود! حتی فکر کردن به آن فوق العاده طاقت فرسا و استرس زا است. (می‌توانید ببینید که من سلفی آینه‌ای همیشگی‌ام را در اتاق خوابم به جای حمام گرفتم – این به این دلیل است که تا زمانی که اتاق خوابم را دوباره جمع کنم، چیزهایی را در حمام جمع کرده‌ام.)

به هر حال بسته به زمانی که شما بپرسید، من یا یک هفته عالی داشتم یا یک هفته بد در مورد رژیمم، هاها. من هنوز اشتهای زیادی نداشتم و مطمئن بودم که این هفته ترازو چند کیلو کم می شود چون به اندازه عادتم غذا نخورده ام. اما در واقع یک لمس بود:

هفته گذشته، من در ۱۴۲.۰ بودم، بنابراین امروز فقط ۰.۴ پوند افزایش یافته ام. با این حال من از ۱۴۲.۴ راضی هستم! من نمی توانم باور کنم که امسال چقدر در حفظ/کاهش وزن موفق بوده ام. نمی‌دانم وگان شدن ربطی به آن دارد یا نه، اما فقط امیدوارم بتوانم آن را ادامه دهم.

این هفته احتمالا وزنم را هلو می خورم. من هلوهای جورجیا خود را دیروز از کامیون هلو برداشتم! دفعه قبل قبل از خوردن چند روز باید بگذارم بنشینند و برسند اما امروز صبح یکی خوردم و عالی بود. من قبلاً امروز سه تا خورده ام و مطمئنم قبل از خواب یکی دو تا دیگر می خورم. آنها خیلی خوب هستند. آنها آنقدر آبدار هستند که آب آن از چانه ام می چکد.

اگر به هلو علاقه دارید، من به شدت توصیه می کنم بررسی کنید که آیا کامیون در نزدیکی شما تور انجام می دهد یا خیر. من همیشه هلو را خیلی دوست داشتم، اما یک بار که سال گذشته این هلوهای گرجستانی را امتحان کردم، متوجه شدم که در تمام عمرم چه چیزی را از دست داده ام! من دیگر نمی توانم هلو از خواربار فروشی بخرم.

خوب، من این را در اینجا قطع می کنم زیرا در شرف وقوع یک طوفان بزرگ هستیم و من عاشق طوفان هستم. من و جری ممکن است برویم در گاراژ بنشینیم و تماشا کنیم 🙂