اجرا برای کوکی ها: چراغ قرمز


من از انجام این نوع پست های بدون پست متنفرم (جایی که واقعاً نمی نویسم، اما عکس یا میم یا هر چیز دیگری را به جای آن پست می کنم)، اما گاهی اوقات روزهایی را دارم که واقعاً نیاز به استراحت از نوشتن دارم. امروز یکی از آن روزها است؛ من فقط به شدت احساس استرس می کنم.

مواقعی در زندگی من وجود دارد که بسیار آسان به نظر می رسند – احساس می کنم در حالی که آهنگ مورد علاقه شما در رادیو پخش می شود، در یک رانندگی طولانی در یک شهر به تمام چراغ های راهنمایی سبز برخورد می کنم. اخیراً احساس می کنم همه چراغ قرمزها را زده ام و رادیو چیزی جز تبلیغات پخش نمی کند. من مطمئن هستم که می دانید در مورد چه چیزی صحبت می کنم – جایی که به نظر می رسد برای مدتی هیچ چیز درست پیش نمی رود. (بله، می‌دانم که احتمالاً دراماتیک هستم و سعی می‌کنم روی جنبه‌های مثبت چیزها تمرکز کنم، اما در حال حاضر برای انجام آن کار بسیار سختی دارم.)

به هر حال، من نمی‌خواهم این پست را به یک پست پایین‌تر تبدیل کنم (از نوشتن آن متنفرم!). در عوض، به تقویم حقایق تصادفی خود پی بردم – خیلی عقب بودم – و موارد بسیار جالب زیادی پیدا کردم، بنابراین فکر کردم امروز آنها را پست کنم. امیدوارم که آنها را به اندازه من جالب بیابید!

خوب، فردا آخرین روز من قبل از شروع کراس کانتری در دوشنبه است و من حتی برنامه ای تنظیم نکرده ام – بنابراین باید روی آن کار کنم!