اجرا برای کوکی ها: عکس های جمعه شب


وای، اینجا واقعاً شبیه زمستان است. چند روز گذشته هوا سرد و فوق العاده باد بوده است. این نوع آب و هوا است که باعث می شود فقط بخواهم زیر یک پتوی برقی خم شوم و یک کتاب خوب بخوانم.

اوه! این به من یادآوری می کند – نمی دانم که آیا تا به حال به این موضوع در وبلاگم اشاره کرده ام یا نه. اما همه می‌دانید که من چقدر پد گرمکن و پتوی برقی‌ام را دوست دارم – سرد بودن ۱۰۰% بدبختی است و هیچ چیز بهتر از پد گرمایشی روی پشت من نیست.

خوب، چند وقت پیش (فکر می کنم در بهار بود) متوجه شدم که پشتم به نوعی تغییر رنگ به نظر می رسد – لکه دار، با مناطق روشن و تاریک. هیچ چیز فوق العاده شدیدی نیست، اما عجیب بود. فکر کردم شاید ویتیلیگو من باشد. من هرگز لکه های ویتیلیگو روی پشتم نداشتم، اما نمی دانستم چه چیز دیگری می تواند باشد.

پس از کمی تحقیق در گوگل، چیزی به نام “سندرم پوست برشته” را یاد گرفتم – و آن را از پدهای گرم کننده (در میان اشکال دیگر قرار گرفتن طولانی مدت در معرض منابع گرما، مانند رایانه های لپ تاپ که روی ران ها قرار می گیرند و غیره) است. اگر زود تشخیص دهید و قرار گرفتن در معرض منبع را متوقف کنید، رنگ پوست می تواند به مرور زمان به حالت عادی بازگردد. اگر به استفاده از آن ادامه دهید، تغییر رنگ می تواند دائمی شود و حتی منجر به سرطان پوست شود!

به محض خواندن آن، استفاده از پد گرمکن و پتوی برقی را متوقف کردم و از آن زمان به آنها دست نزدم. خیلی سخت بود – دلم براشون تنگ شده! مدتی طول کشید اما پوستم به حالت عادی برگشت.

به هر حال، این مماس بود که من هرگز قصد نداشتم، این آب و هوا فقط باعث می شود آرزو کنم کاش می توانستم از پد گرمایشی خود استفاده کنم.

این هفته تعداد زیادی عکس (دوباره) نیست، اما اینجاست…

پدرم بعد از جراحی اخیرش عوارضی داشت و مادرم چند روز پیش او را به اورژانس برد. او در نهایت مجبور شد دو شب در بیمارستان بماند. برایان رایلی را به ملاقاتش برد و او یک کیک کوچک برایش آورد. چقدر او ناز است؟!

بعد از تهیه چند دستور غذا با قطعات TVP، می‌خواستم فرهای سویا را امتحان کنم (که شبیه هم هستند، اما بسیاری از مردم آنها را بهتر دوست دارند). تنها شرکتی که آنها را تولید می کند Butler’s نام دارد و اتفاقاً همان قیمتی بودند که در آمازون بودند، بنابراین من مستقیماً از شرکت سفارش دادم. من خوشحالم که این کار را کردم، زیرا آنها چند نمونه رایگان از محصولات دیگر را به من دادند! این تندرو یکی از آنها بود. این گیاه وگان است، اما من هرگز این را حدس نمی زدم. بافت بسیار جویدنی و طعم فوق العاده ای دارد.

به محض اینکه من و جری آن را چشیدیم، به خانه پدر و مادرم رفتم تا ببینم پدرم آن را امتحان می کند یا خیر. مزه اش را چشید و گفت: خوب است، که او را به یاد جگرکی که درست می کرد می اندازد. بهش گفتم کاملا گیاهی است و او با تعجب نگاه کرد و گفت: اوه، گوشتی در آن نیست؟! این چیزها شگفت انگیز است. و در واقع آنطور که من انتظار دارم گران نیست — مطمئناً ارزان تر از گوشت گاو تند. (و دقیقاً به همین دلیل است که آنها نمونه های رایگان می دهند – حالا ما می خواهیم تعدادی بخریم، هاها)

هر زمان که جعبه ای در خانه می گیریم، طبیعتاً گربه ها عملاً قبل از اینکه ما آن را باز کنیم وارد آن می شوند. اردک خیلی خنده‌دار به نظر می‌رسید – در حالی که داشت با همه کاغذ بازی می‌کرد، چشم‌های بسیار وحشی داشت – بنابراین مجبور شدم از او عکس بگیرم.

من مطمئن نبودم که در مورد شام روز شکرگزاری برای من و جری چه کنم، بنابراین فکر کردم که تجربه کردن با غذاهای گیاهی واقعاً «عجیب» سرگرم کننده خواهد بود. این اولین باری بود که سیتان درست می‌کردم- و تا زمانی که این «بوقلمون» را درست نکردم، نمی‌دانستم سیتان چیست. من قصد دارم این آخر هفته دستور غذا را مرور کنم، بنابراین بیشتر توضیح خواهم داد، اما ساختن یک چیز کاملاً جدید بسیار سرگرم کننده بود.

و این یک شام “تمرینی” بود زمانی که من بوقلمون سیتان را درست کردم. پوره سیب زمینی وگان با سس پیاز، لوبیا سبز وگان و سس ساده کرن بری قدیمی از یک قوطی (چرا من اینقدر این مواد را دوست دارم؟). هفته آینده، من همچنین می خواهم یک نسخه گیاهی از کاسرول سیب زمینی شیرین (غذای مورد علاقه من برای شکرگزاری) و چاشنی (مورد علاقه جری) درست کنم. پختن غذای گیاهی آشپزی را دوباره لذت بخش کرده است! استفاده از همه این مواد جدید (یا مواد قدیمی به روش های جدید) برای من جذاب است.

امروز صبح متوجه شدم استل روی بالش های کنار من خوابیده است و فکر کردم که او زیبا به نظر می رسد. او در واقع واقعاً مغرور به نظر می رسید، همانطور که آنجا نشسته بود.

فیبی هنوز در آنجا آویزان است! شگفت‌انگیز است که من چقدر به مرگ او در اوایل امسال نزدیک شدم، زیرا او خیلی ضعیف عمل می‌کرد. از آن زمان، او در واقع یک پوند اضافه کرده است (او در آن زمان به چهار پوند کاهش یافته بود و اکنون پنج پوند است). او هیچ کاری با غذای رژیمی کلیه ندارد، بنابراین من او را مجبور نمی کنم. او ۱۵ سال دارد، بنابراین اگر بخواهد غذای کنسرو شده معمولی گربه را بخورد، به او اجازه می دهم. ما میلیون‌ها مارک و طعم و بافت مختلف را امتحان کردیم تا چیزی را پیدا کنیم که او مرتباً بخورد. آن وقت بود که او کمی وزن اضافه کرد.

به هر حال او دوست دارد جلوی دریچه گرمایش بخوابد. اگر اندازه او بودم، همین کار را می کردم!

من امروز یک دستور غذای متفاوت برای موزارلای گیاهی را امتحان کردم (یادتان هست قبلا چه آشفتگی بود؟). این یکی به جای بادام هندی از شیر نارگیل استفاده می کند و تهیه آن بسیار آسان بود. من هیچ مشکلی باهاش ​​نداشتم و طعمش واقعا خوبه. همچنین قابل برش و خرد کردن است. من امشب برای شام توفو پارمزان درست می کنم و موزارلای ورقه شده برای آن نیاز دارم، به همین دلیل این را امتحان کردم. باید ببینم چقدر خوب آب می شود!

من چند روز پیش یک هدیه غافلگیرکننده به جری دادم – یک جاروبرقی چوبی، هاهاها. من یکی خریدم (فکر کنم تابستون) و عکس هایی از مسابقه بین اون وکیوم و وکیوم معمولی ما گذاشتم. آنطور که انتظار داشتم عملکرد خوبی نداشت، بنابراین آن را برگرداندم. جری حداقل هفته‌ای یک‌بار به این موضوع اشاره می‌کند که دوست دارد ما جاروبرقی داشته باشیم (او عاشق جاروبرقی است – خنده‌دار است، وقتی می‌بیند که من از جاروبرقی بیرون می‌روم، اصرار می‌کند که این کار را انجام دهم زیرا فکر می‌کند “راضی‌کننده” است). من در نهایت وقت گذاشتم و در مورد برخی تحقیق کردم و این یکی را توسط Eureka خریدم. فکر کنم یه مسابقه دیگه بین دو وکیوم انجام بدم ببینم چطور میشه!

در نهایت، این فقط یک اسکرین شات از ویدیویی است که جری از من گرفته است. من نمی دانستم که او مرا تماشا می کند، اما من در Wii Fit U ایروبیک استپ انجام می دادم. من عاشق ایروبیک استپ هستم! فقط پنج دقیقه طول می کشد، اما من آن را چندین بار پشت سر هم بازی می کنم زیرا آن را خیلی دوست دارم. من در تعقیب پاها خیلی خوب هستم – اما به محض اینکه از من می‌خواهند دست بزنم، همه جا تلو تلو می‌خورم. من به شدت ناهماهنگ هستم!

و این فعلا تمام است. آخر هفته ی خیلی خوبی داشته باشید! xo