اجرا برای کوکی ها: عکس های جمعه شب


غم خوب — من فقط به ساعت نگاه کردم و متوجه شدم که به معنای واقعی کلمه تمام روز را صرف تا کردن لباس ها و آماده کردن لباس هایی کردم که می خواهم به نحوی آنها را تغییر دهم. من کارهای زیادی انجام دادم، اما به نظر می‌رسد که تمام روز گذشته است و چیزی برای نشان دادن آن وجود ندارد. کمدم را تمیز کردم و از شر لباس‌هایی که دیگر مناسب نیستند یا نمی‌خواهم خلاص شدم. و من یک هفته لباس شستم – از آنجایی که اتاق خواب از هم جدا شده بود، من و جری لباس در تمام داخل کمد اتاق خواب داشتیم و یک مانع کنار اتاق رختشویی.

من برای امروز تعداد زیادی عکس ندارم (خب، من حدود ده میلیون روی تلفنم دارم، اما آنها بیشتر تصاویری از پیشرفت ما در کفپوش هستند). من نمی‌خواهم با آن‌ها زائد شوم، بنابراین فقط چند مورد از کارهایی که روی آنها کار کردم را به اشتراک می‌گذارم…

این یک تفنگ پیچی است که برادرم برای پیچاندن کف تخته سه لا آورده است. تفنگ های میخکوبی رایج هستند، اما نمی دانستند چیزی به نام تفنگ پیچ وجود دارد. کشیدن یک پیچ بسیار سریع است (شما فقط یک ماشه را می کشید و برای یک ثانیه به پایین فشار می دهید) اما من نمی توانستم به سرعت این کار را انجام دهم. برایان می‌توانست کل اتاق را قبل از انجام یک تخته انجام دهد، اما خوشبختانه، یک مته خوب قدیمی احتمالاً ابزار مورد علاقه من برای استفاده است. من فقط پادکست را روشن کردم و تخته ها را با دست چسب و پیچ کردم. در واقع نوعی آرامش است.

از طرفی من طرفدار اره گرد نیستم. مگر اینکه از یک لبه مستقیم به عنوان راهنما استفاده کنم، همیشه با برش های ضعیف مواجه می شوم. (و از این تصویر، به وضوح می توانید ببینید که من از دو دست استفاده نمی کردم – شاید اگر استفاده می کردم، برش های بهتری داشتم!)

کمترین ابزار مورد علاقه من، با اختلاف زیاد، sawzall است. هنگام استفاده از آن به شدت می لرزد و زمانی که باید با آن تخته ها را اره کنید سنگین می شود. برایان اصرار داشت که *من* دیوار را قطع کنم، در حالی که از من در حال مبارزه با اره عکس می گرفت.

دیواری که سمت راست دوش بود را هم بیرون آوردم. و سپس متوجه شدم که فردی که پایین دیوار را به زمین پیچ کرده است، آن را دقیقاً از کف و داخل کانال هوا پیچ کرده است. به طور جدی؟!

در یک نقطه، جری در حال عبور از تیرچه‌ها بود و درست در فضای خزیدن افتاد. من مطمئناً فکر می کردم که این من هستم که این کار را انجام می دهم، اما نه! خیلی خنده دار بود وقتی که او دوباره بیرون آمد، زیرا او ابزاری (یک نوار کوچک فضولی) را پیدا کرد که من خیلی وقت پیش گم کرده بودم. من حتی نمی توانم آخرین باری را که در فضای خزیدن به آن دور بودم به یاد بیاورم، بنابراین احتمالاً چند سال گذشته است.

جری همیشه من را به خاطر چهره ای که در انجام کار سختی انجام می دهم مسخره می کند. فکر می‌کنم اینجا، من داشتم مواد اصلی را بیرون می‌کشیدم – آفت وجودم. برای ثبت، آنها مواد اولیه معمولی نیستند. طول آنها دو اینچ است و تقریباً به ضخامت یک گیره کاغذ هستند.

کسی فیلم ترس با مارک والبرگ را به خاطر می آورد؟ من و جری وقتی با هم قرار می‌گذاشتیم آن را تماشا می‌کردیم، و همیشه به قسمت “۴ EVA” از خالکوبی که شخصیت والبرگ داشت می‌خندیدیم. قبل از اینکه زمین را پاره کنیم، این را کشیدم تا وقتی جری از سر کار به خانه برمی‌گردد، آن را ببیند. او حتی متوجه آن نشد!

وقتی داشتم عکس های گوشیم را مرور می کردم با دیدن این عکس خندیدم. برایان از من خواسته بود که تصویری از ابزارهای نوار فضولی را که از پدرم قرض گرفته بودم برایش پیامک کنم. وقتی این عکس را روی تلفنم دیدم، من را به یاد یک فیلم اسلشر معمولی انداخت که در آن قاتل تمام ابزارهای خود را برای ترساندن بجیزوس از قربانی خود می گذارد.

من هر وقت متوجه علف های هرز در مالچ جدید می شوم، علف های هرز را اینجا و آنجا بیرون می کشم تا از کنترل خارج نشوند. روز قبل، چند قارچ کشف کردم! من چیزی در مورد قارچ نمی دانم، اما تصور می کنم این قارچ ها احتمالاً رایج هستند که همه جا ظاهر می شوند.

من این عکس را گرفتم زیرا امیدوارم کسی بتواند به من بگوید که چیست. به نظر می رسد یک علف هرز بی گناه است زیرا بسیار کوچک است و به سختی به سطح می رسد. با این حال، وقتی آن را بیرون می آورم، ریشه آن بسیار زیاد است! احتمالاً به اندازه یک طناب پرش در بالا ضخیم است و بسیار عمیق پایین می رود – فقط یک تکه بلند. فکر کردم از ریشه عکس گرفتم، اما حدس می‌زنم نه. من می خواهم بدانم آنها چه هستند تا بتوانم از شر آنها خلاص شوم.

وقتی دیروز در وست بلومفیلد بودم، فکر کردم در مسیر بازگشت به خانه در Goodwill آنجا توقف خواهم کرد. وست بلومفیلد معمولاً یک منطقه با کلاس بالا است، بنابراین امیدوارم چیز خوبی پیدا کنم. من از این شلوار جین عکس گرفتم چون تاپش جالب بود. فکر می‌کردم کسی آن پارچه را به عنوان یک تغییر به بالا اضافه کرده است، اما وقتی داخل آن را نگاه کردم، به نظر می‌رسد که شلوار جین به این شکل ساخته شده است. من ظاهر این جفت خاص را دوست ندارم، اما عکس را گرفتم زیرا ممکن است ایده ای برای تبدیل شلوار جین کوتاه به شلوار جین متوسط ​​باشد. باسن من (یا نداشتن) دوست ندارد شلوار جین کوتاه را در دست بگیرد.

من این ژاکت زرد را دوست داشتم و ارزان بود، اما گلدوزی “اوه لا لا” را دوست نداشتم. پس از نگاه کردن به آن در داخل، به نظر می رسید که احتمالاً می توانم گلدوزی را بدون آسیب رساندن به ژاکت انتخاب کنم. بعید است، اما ارزش امتحان کردن را داشت. برای همیشه طول کشید چون من خیلی مراقب بودم، اما بالاخره بخیه ها را بیرون آوردم و حتی نمی توان گفت که هرگز آنجا بوده است!

از پیدا کردن این شلوار جین True Religion بسیار هیجان زده بودم. چندین سال پیش، در مورد اینکه می‌خواهم بعد از کاهش وزن، چند شلوار جین جدید از فروشگاه‌های ساده تهیه کنم، نوشتم. یکی با مهربانی نظر داد که من باید خودم را با یک شلوار جین طراحی مانند ۷ For All Mankind یا True Religion پذیرفتم. من به نوعی ماموریت پیدا کردم که یک جفت از هر یک از آن مارک ها را در یک فروشگاه دستفروشی پیدا کنم. من چندین جفت شلوار جین ۷ For All Mankind در طول این سالها گرفتم، اما هرگز True Religion.

اتاق‌های تجهیز دیروز بسته بودند (هنوز به دلیل کووید) بنابراین امیدوارم مناسب باشند. وقتی به خانه رسیدم و آن‌ها را امتحان کردم، از ناحیه کمر خیلی بزرگ بودند. اما من می خواهم آنها را کمی تغییر دهم تا ببینم آیا می توانم آنها را متناسب کنم یا خیر. اگر نه، خوب، آنها فقط ۶ دلار بودند! (پین های ایمنی فقط برای مرجع من در هنگام تغییر وجود دارد.)

و در نهایت، اینم عکسی از جایی که من و جک دیروز پیاده روی کردیم. خیلی زیبا بود! چند نوع سنجاب دیدم که اینجا نداریم. تنها کسانی که در اطراف خود داریم سنجاب های درختی هستند، بنابراین دیدن سنجاب های سیاه و سنجاب ها لذت بخش بود. من فقط بررسی کردم که چقدر رایج هستند و ظاهراً ۵۶ درصد از سنجاب های میشیگان سنجاب های سیاه هستند! قبلاً آنها را دیده بودم، اما هرگز در اطراف خانه خودمان.

و این تمام چیزی است که من دارم! امیدوارم هفته آینده عکس های کمتری از کف اتاق خواب و عکس های بیشتری از چیزهای خنده دار داشته باشم 😉