اجرا برای کوکی ها: عکس های جمعه شب


بله برای جمعه شب! من و جری در واقع امشب برنامه هایی داریم–ما به یک رستوران می رویم تا با گروه دوستانمان ملاقات کنیم، زیرا تولد ۴۰ سالگی اریک است. من قصد دارم برای اولین بار بعد از سالها یک لباس بپوشم، بنابراین باید جالب باشد 😉 در واقع یک جورهایی هیجان زده هستم که کمی لباس بپوشم.

من مجموعه ای از عکس های هفته گذشته را دارم. بیشتر عکس‌هایی که گرفتم مربوط به مشکل کف‌پوش حمام و اتاق خواب بود، اما عکس‌های دیگری هم دارم که هنوز پست نکرده‌ام، زیرا در جای دیگری جا نمی‌شوند. اینجا می رود …

از آنجایی که مجبور بودم تقریباً همه چیز را از اتاق خوابم خارج کنم، چراغ گدازه من روی میز اتاق نشیمن بود. وقتی از کنار آن رد شدم، بلافاصله فکر کردم که به نظر می رسد کسی در آنجا وارونه گیر کرده است. شبیه صورت نیست؟

می دانم که قبلاً در مورد آن نوشتم، اما اینجا کامیون هلو است. آنها هلوهای گرجستان را می چینند و سپس آنها را با یک تور به اینجا می برند. شما می توانید آنها را با جعبه ۲۵ پوندی بخرید – به همین دلیل است که من یک هفته هلو خواهم خورد! هر چند آنها خیلی خوب هستند.

فراموش کردم که این کتاب را پیش خرید کرده بودم. من اغلب احساس می کنم والدین بدی هستم – یا حداقل پدر و مادری که با گرفتن تصمیمات اشتباه یاد می گیرد. سخت است که یاد بگیرید والدین را بیاموزید، در حالی که تنها تجربه ای که به دست می آورید تربیت فرزندان است! با این حال، بچه‌های من می‌دانند که چقدر آنها را دوست دارم، و آنها واقعاً بچه‌های خوبی هستند. به هر حال، من دوستانی دارم که نسبت به پدر و مادر بودن همین احساس را دارند و به نظرم این کتاب خنده دار بود!

اگر نمی توانید صفحات را بخوانید (عکس ها عالی نیستند) می گوید:

“اگر یک مادر کوککا با دینگوها در طبیعت روبرو شود، حدس بزنید که او برای فرار چه کاری انجام می دهد؟ درست است… او فرزندش را پرت می کند.”

برای شام، یک مادر کوالا به بچه‌هایش مدفوعش می‌دهد. این را به یاد داشته باشید وقتی از دادن فست فود به غذای خود بد می‌شوید.»

من این کلبه را در Facebook Marketplace پیدا کردم و از Pottery Barn است – همانطور که می دانید، من عاشق مبلمان Pottery Barn هستم! میز قهوه و کنسول تلویزیونی را که دوباره کار کردم را به خاطر دارید؟ (در اینجا عکس های قبل و بعد از تغییر آرایش آمده است.) این دو مورد از مبلمان مورد علاقه من هستند. از آنجایی که من به مکانی برای خیاطی و کاردستی نیاز دارم، فکر کردم این کلبه عالی خواهد بود. من می خواهم آن را رنگ کنم، اما هنوز مطمئن نیستم چه رنگی دارد. احتمالاً مثل بقیه سفید است. من همچنین باید جایی برای قرار دادن آن پیدا کنم، اما با چیزهایی که در حمام/اتاق خواب داریم، یک ایده برای آن دارم.

این فقط من هستم که سعی می کنم برای یک هفته برنامه غذایی داشته باشم. اردک به هر چیزی که من بیشتر از او به آن توجه داشته باشم حسادت می‌کند و او قطعاً برای جلب توجه من هر کاری می‌کند انجام می‌دهد.

جری و من برای چند ظروف سازماندهی به والمارت رفتیم و این کیت های دوخت متقاطع را دیدیم. ما فکر کردیم که کار با هم سرگرم کننده خواهد بود، و در نهایت همان یکی را انتخاب کردیم، هاها. سال‌ها می‌گذرد که من دوخت متقاطع انجام داده‌ام و جری هرگز آن را انجام نداده است، بنابراین ما برای شروع خیلی خندیدیم. فکر می کنم قبل از اینکه بالاخره بخیه زدن را شروع کنیم، نیمی از فیلم را دیدیم.

پیشرفت جری بعد از حدود یک ساعت

اردک داشت دیوانه می شد که ما را تماشا می کرد – او به شدت سیم را می خواست! من می دانستم که حتی تلاش برای بخیه زدن (به خاطر بچه گربه ها) ایده بدی است، اما من و جری واقعا مراقب بودیم. نخی را که استفاده نمی‌کردیم در کیسه‌های زیپلاک نگه می‌داشتیم و اگر مجبور بودیم بلند شویم، همه چیز را در یک کیسه قرار می‌دادیم.

نخ به یک تکه مقوا قلاب شده بود، بنابراین من در این مورد احساس بهتری داشتم. حداقل اگر گربه ها نخ را می گرفتند، به کارت می چسبید و نمی توانستند آن را ببلعند. خوب، وقتی زمان گذاشتن همه چیز فرا رسید، من و جری جستجو و جست و جو کردیم، اما نتوانستیم مقوای خود را که نخ روی آن بود، پیدا کنیم. بالاخره رفتم توی اتاق نشیمن تا نگاه کنم و پیداش کردم… با نخ های زیادی جویده شده!

از آنجایی که اردک روی تخت نشسته بود و ما را تماشا می کرد، می دانستم که این جوجه بود که آن را خورد. من به دنبال تکه هایی از آن گشتم و چیزی پیدا نکردم. او به وضوح تمام سیاهی را خورده بود و نصف تکه سبز و نصف تکه سفید را خورده بود.

من کاملا احساس وحشت کردم. بعد از هر اتفاق دیگری که در این هفته افتاد، آخرین چیزی که به آن نیاز داشتم جراحی دیگری برای برداشتن نخ بود! نمی‌توانستم تصمیم بگیرم که فوراً او را نزد دامپزشک بیاورم یا فقط مراقب علائم انسداد باشم. وقتی اردک نخ می خورد، صفرا را در همه جا پرتاب می کرد و به طور کلی علاقه اش به غذا را از دست داد. اینطوری فهمیدم یه چیزی اشتباهه. اردک معمولاً روح خود را برای یک غذای گربه می‌فروشد.

چهارشنبه شب اتفاق افتاد. جری در یک برنامه نیمه شب است، بنابراین او تمام شب بیدار بود و چند بار چیک را چک کرد. دیروز، چیک یک گلوله مو پرتاب کرد و من می دانستم که باید آن را بررسی کنم تا ببینم آیا نخی وجود دارد یا خیر. چند دستکش پوشیدم و شروع کردم به جدا کردنش. و من مقداری از موضوع را پیدا کردم! (کلید واژه “بعضی” است.)

الان یک روز و نیم گذشته است و چیک هیچ نشانه ای از احساس بیماری نشان نداده است. او بازیگوش است، خوب غذا می‌خورد، اجتماعی است… بنابراین من کاملاً مطمئن هستم که حالش خوب است. با این حال، من هنوز هم برای چند روز او را مانند شاهین تماشا خواهم کرد.

از آنجایی که من قبلاً در مورد چیزهای ناخوشایندی مانند گلوله های مو می نویسم، این عکس کبودی را که گرفتم را بررسی کنید. خیلی عجیب و غریب نیست؟ من این را از استفاده از اره مویی دریافت کردم.

من به TJ Maxx دویدم تا ببینم آیا آنها ظرفی دارند که بتوانم از آن برای سازماندهی وسایل استفاده کنم در حالی که اتاق خواب/حمام خود را تمیز می کنیم و البته باید به بخش حیوانات خانگی نگاه می کردم. من فکر می کردم این تخت گربه ها خیلی بامزه هستند! من می خواستم یکی بخرم، اما آنها ۶۰ دلار بودند، بنابراین یکی را نگرفتم. شاید برای کریسمس 😉

زمانی که آنجا بودم، این میوه خشک شده را نیز دیدم. من عاشق میوه شور هستم! و من فقط یک بار آن را خورده ام – وقتی در سال ۲۰۱۴ در پونتا کانا بودیم، همیشه برای گزینه های صبحانه بیرون بود. من فکر کردم شبیه پوزه ای است که در آن مورچه وجود دارد، بنابراین چند روز آن را امتحان نکردم. بعد یک روز سرویس اتاق گرفتیم و یک دسته میوه آوردند. امتحانش کردم و باورم نمی شد چقدر خوب بود! من تقریباً برای بقیه مدتی که آنجا بودیم، از آن استفاده کردم.

مشکل میوه شور این است که من نمی توانم آن را در اینجا پیدا کنم (حداقل که می دانم). من دوست دارم دوباره آن را داشته باشم! اما من برای دریافت این میوه خشک شور هیجان زده بودم. حتی نزدیک به هم نبود اما خوب بود. من همچنین میوه شور La Croix و هر چیز دیگری که می توانم پیدا کنم که طعم میوه شور باشد می نوشم.

من برای مرتب کردن ظروف به TJ Maxx رفته بودم – که آنها حتی نداشتند – و در نهایت نه تنها میوه خشک شده، بلکه یک لیوان را با قیمت ۱ دلار ترک کردم. این لیوان “Love Is Love” در پایین سمت چپ است.

در مورد بقیه، من آنها را از Hobby Lobby گرفتم (دوباره در حالی که به دنبال کانتینر می گردم، هاها!) و آنها ۶۶٪ تخفیف داشتند! بنابراین من یک ستاره مرگ را برای جری خریدم و یکی از Central Perk را برای خودم. و دو مورد دیگر برای ما بسیار عالی بودند که نتوانیم آنها را بدست آوریم، بنابراین من آنها را نیز انتخاب کردم. (اگر آشنا نیستید، اینها مرجع دوستان هستند.) به هر حال، هر کدام حدود ۳ دلار قیمت داشتند و لیوان های خوبی هستند.

در حالی که من در مورد لیوان هستم، فقط باید آنچه را که نوح به عنوان هدیه فیل سفیدش در جشن تولدش دریافت کرد، به اشتراک بگذارم. این یک لیوان است که به رنگ مشکی است اما وقتی مایع داغ را داخل آن می‌ریزید به این شکل تبدیل می‌شود:

نیکلاس کیج در پوست موز. هاهاها! من نمی دانم چه اهمیتی دارد، اما فکر می کردم خنده دار است و بهترین هدیه فیل سفید است.

در حالی که داشتم علف های هرز را می کشیدم (بله، من آن را نگه می دارم!) این را پیدا کردم – چیزی که به نظر می رسد لوبیا کوچک بادام زمینی است! وقتی آن را برداشتم، پوسته از هم جدا شد، اما مشخصاً یکی از سنجاب‌های ما آن را دفن کرد و جوانه زد. یک درخت بادام زمینی همان چیزی است که ما نیاز داریم 😉

و این تمام چیزی است که برای این هفته دارم. امیدوارم هفته آینده تعدادی عکس پیشرفت از اتاق خواب و حمام خود داشته باشم.

آخر هفته ی خیلی خوبی داشته باشید! xo