اجرا برای کوکی ها: عکس های جمعه شب


برای جمعه! من واقعاً امیدوار بودم که این آخر هفته هوای خوبی داشته باشم تا بتوانم کاری برای محوطه سازی خود انجام دهم، اما در حال حاضر برف می بارد. من قصد دارم در هفته آینده روی اتاق خواب نوح کار کنم، هرچند – او به هیلتون هد می رود، بنابراین تا زمانی که او رفته است، اتاقش را رنگ کنم. او می‌خواست آن را نقاشی کند و قفسه‌ها و پوسترهای انیمیشن را آویزان کند. قطعا سبک او بیشتر از دیوارهای آبی است که اکنون دارد.

من بحث کردم که آیا حتی یک عکس جمعه شب را در این هفته پست کنم یا نه، زیرا تمام چیزی که در رول دوربینم دارم (که قبلاً پست نکرده ام) سلفی و عکس گربه است! بنابراین اگر نمی خواهید سلفی یا عکس گربه ببینید، فقط از این پست صرف نظر کنید 😉

می‌دانم که همیشه عکس‌هایی از اردک و توپ‌های کاغذی‌اش را که با آنها بازی می‌کند، منتشر می‌کنم. من هفته گذشته آنقدر از زیر مبلمان جمع کردم که یک کاسه بیرون آوردم تا روی میز قهوه بگذارم که وقتی او با آنها بازی نمی کند آنها را بگذاریم.

هر زمان که اردک بیدار است، به نوعی سرگرمی نیاز دارد. او روی میز قهوه‌خوری بود و با توپ‌های کاغذی داخل کاسه بازی می‌کرد، بنابراین من کاسه را روی اسباب‌بازی‌اش روی زمین گذاشتم (گربه‌ها وقتی چیزی به مکان دیگری منتقل می‌شوند خیلی کنجکاو می‌شوند و این به تنهایی برای آنها سرگرمی است). اردک تک تک توپ ها را از کاسه بیرون آورد، هاها.

وقتی صحبت از گربه‌های سرگرم‌کننده شد، من این معما/مرکز فعالیت را برای گربه‌ها (عمدتاً برای جوجه و اردک) خریدم. شما غذاها را به اطراف می‌پاشید و گربه‌ها باید از پنجه‌های خود برای بلغزاندن آن روی زمین استفاده کنند تا بتوانند آن را بخورند. آنها آن را دوست دارند! فنجان های کاسه ماهی کوچک برای آنها سخت است، اما فکر می کنم این خوب است – نمی خواستم خیلی آسان باشد. حتی اگر اردک بسیار با انگیزه غذا است، چیک کسی است که با صبر و حوصله برای بیرون آوردن خوراکی ها از کاسه ها کار می کند. اردک خیلی راحت تسلیم می شود.

گاهی اوقات جوجه فوق العاده نوازش می شود. از روی بغلم بالا می رود و بیرون می زند، سپس دستم را تکان می دهد تا به نوازشش ادامه دهم. دیروز داشتم سعی می کردم پست وبلاگم را تایپ کنم و حتی نمی توانستم یک کلمه کامل را بدون اینکه دستم را با دماغش فشار دهد تایپ کنم. من دوست دارم وقتی او اینطور نوازشگر است! من فقط از حرکت دادن او احساس بدی دارم. من به ندرت برای مدت طولانی می نشینم. این خنده دار است که چگونه گربه ها این عکس را صدا می زنند – شما فقط می توانید آنها را نوازش کنید یا زمانی که آنها به شما اجازه می دهند آنها را نگه دارید. و زمانی که آنها می خواهند روی بغل شما دراز بکشند، تا زمانی که ممکن است در آنجا بمانید تا مزاحم آنها نشوید. گربه های من صاحب من هستند!

اردک هم با من از آنجا بالا رفت. من کاملاً دوست دارم وقتی گربه ها با سرهایشان برعکس می خوابند.

من حدود ۳۰ عکس از اردک دارم که در هوا می پرد تا یکی از توپ هایش را بگیرد – بنابراین من فقط تعدادی از آنها را در این کلاژ قرار دادم. او اخیراً به جای بازی کردن در بازی، دوست دارد از جا بپرد و توپ را در هوا بگیرد. سپس منتظر دیگری می ماند. او در آن خوب است! من از اینکه او چقدر می تواند بپرد شگفت زده شده ام.

من این پیراهن را چند سال پیش قبل از سفر به اورگان از Goodwill خریدم. وقتی دیدمش مناسب به نظر می رسید و فقط ۹۰ سنت بود. با این حال، بسیار کوچک بود. به سختی توانستم آن را روی سینه ام پایین بیاورم. امروز آن را امتحان کردم و از اینکه دیدم مناسب است هیجان زده بودم! آستین های بسیار کوتاهی دارد (یک چیزی که در مورد لباس زنانه دوست ندارم) بنابراین یک ژاکت کش باف پشمی روی آن گذاشتم. جری و من به برنامه ریزی تعطیلات با بچه ها در اواخر تابستان فکر می کردیم – رفتن به شمال غربی اقیانوس آرام و رانندگی در ساحل. خیلی وقته که بیرون نرفته بودم! من دوست دارم بچه هایم ببینند چقدر زیباست.

در حالی که سعی می کردم عکس بگیرم، اردک به شدت می خواست توجه من را جلب کند. و این روش جدید او برای انجام آن است – پنجه هایش را تا پای من می رساند و قبل از اینکه شلوارم را بپوشد پشتش را دراز می کند. مثل یک کودک نوپا است که وقتی توجه شما را می خواهد پای شما را بکشد.

به یاد دارید زمانی که در ماه نوامبر در مورد هودی های فروش در Kohl’s پست گذاشتم؟ فکر کنم ۸ دلار گرفتمشون؟ شاید ۱۲ دلار؟ آنها برای جمعه سیاه بسیار ارزان بودند. من همیشه هودی های Tek Gear را دوست داشتم، بنابراین تعدادی خریدم. پس از خرید آنها در سایز متوسط، آنها را امتحان کردم و تصمیم گرفتم آنها را با سایز کوچک عوض کنم (اینها سایزهای مردانه هستند – من قطعاً در اندازه زنانه کوچک نیستم!). با این حال، هر زمان که در Kohl’s چک می کردم، موجودی آنها تمام شده بود. آنها به من گفتند شش ماه فرصت دارم تا آنها را عوض کنم یا برگردانم، بنابراین آنها ماه ها در ماشین من نشسته اند. دیروز، بالاخره توانستم آنها را عوض کنم – من عاشق پوشیدن هودی هستم و مطمئناً اینها مورد علاقه من هستند.

همچنین، من دوباره به پوشیدن شلوار جین بازگشتم! هاهاها این فقط به این دلیل قابل توجه است که وقتی همه‌گیری شروع شد، برای کار در گاراژ یا «لباس کار» (رنگ پاشیده، چسب چوب و درز پوشیده شده، لباس‌های این‌جا و آنجا سوراخ‌شده) می‌پوشیدم. و وقتی در گاراژ نبودم، شلوار مشکی کشدار پوشیده بودم. حالا که چند تا از شلوار جین های قدیمی ام دوباره به من می آیند، شلوار جین پوشیده ام. به دلایلی با شلوار جین احساس بهتری نسبت به خودم دارم.

اینو دیدم و خیلی منو نوستالژیک کرد…

در نهایت، این واقعیت تصادفی روز است (و واقعاً * تصادفی است):

آخر هفته ی خیلی خوبی داشته باشید! xo

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر