اجرا برای کوکی ها: در حال اجرا خلاصه: ۱۲-۱۸ اوت ۲۰۲۲


به نوعی بی‌معنی است که این را مانند گذشته «بازگشت به دویدن» بخوانیم، زیرا تقریباً احساس می‌کنم دارم از نقطه اول شروع می‌کنم! من چند ماه قبل از دوشنبه دویده نشده بودم.

نمی‌دانم دوشنبه چه چیزی مرا تسخیر کرد، اما هوا کمی شبیه پاییز بود و من می‌خواستم بدوم. قبل از اینکه بتونم ازش حرف بزنم، با عجله چند لباس دویدن و گارمینم انداختم و بیرون رفتم.

می‌دانم که همیشه برای دویدن برنامه‌ای دارم (چه آن را دنبال کنم یا نه) و معمولاً برنامه‌ای دارم، چه کاهش ضربان قلبم، چه سریع‌تر شدن یا دویدن دورتر.

خب، همین الان می گویم که برنامه ای ندارم. بزرگترین هدف من دویدن سه مایل، سه بار در هفته است تا زمانی که مطمئن شوم که به طور منظم می دوم. بدون توجه به سرعت، زمان یا ضربان قلب، تنها هدف من زدن سه مایل است. که فشار زیادی را از بین می برد! و از آنجایی که امسال دوباره مربی کراس کانتری خواهم بود، می خواهم بتوانم با بچه ها همگام باشم.

من یک ویژگی جالب جدید را در برنامه Garmin Connect کشف کردم که به شما امکان می دهد آمار اجراهای خود را به عکس های خود اضافه کنید. من متوجه شدم که در پست‌های جمع‌بندی در حال اجرا بسیار کارآمد خواهد بود.

دوشنبه دویدم بیرون. احساس سختی داشت! پاهایم خسته شده بودند و گلویم به حدی خشک شده بود که قورت دادن درد می کرد (قبل از اینکه برای دویدن از خانه خارج شوم حتماً باید آب بنوشم). من یکی از مسیرهای مورد علاقه ام را انجام دادم و خوشحال بودم که توانستم خیلی خوب انجام دهم! سخت بود اما قابل انجام

من واقعاً از سرعتم شگفت زده شدم – مطمئن بودم که ۱۳ تا ۱۴:۰۰ دقیقه در هر مایل وارد زمین می شوم. با این حال، آسان نبود!

دومین دویدن من امروز بود. من وسوسه شدم که آن را نادیده بگیرم، اما وقتی از جری شکایت کردم که به نظر می رسد شکمم در حال حاضر کوچک نمی شود، او به من یادآوری کرد که در بهترین حالت خود در زمان دویدن بودم. این نوع جرقه ای در من روشن کرد – من واقعاً خوب غذا می خورم و چیزهایم را جمع و جور می کنم (در طول سه هفته گذشته چند بار با خبرهای بدی مواجه شدم و احساسی بود). من فکر می کنم که بازگشت به دویدن به من کمک می کند تا در مورد چیزها احساس بهتری داشته باشم (یا حداقل برای مدتی فراموش کنم).

امروز بیرون خیلی گرم بود، بنابراین تردمیل را انتخاب کردم. کمی گرد و غبار روی آن بود! اولین مایل شبیه *ابد* بود و من منتظر ماندم و منتظر شنیدن صدای بوق بودم که یک مایل را نشان می داد. در نهایت، به گارمین نگاه کردم و دیدم که ۱.۳۲ مایل دویده‌ام – حدس می‌زنم دور خودکار من روشن نشده باشد (معمولاً در هر مایل یک اعلان دریافت می‌کنم).

در حین دویدن، سرعت را کمی تغییر دادم – سریعتر و آهسته تر – تا احساس سختی کنم، اما نه خیلی سخت به جایی که نمی خواهم دوباره آن را انجام دهم. وقتی کارم تموم شد خیلی داغون بودم! اما من واقعا خوشحالم که هنوز هم می توانم سه مایل بدوم. راستش مطمئن نبودم که بتوانم یا نه.

من کنجکاو هستم که ببینم آیا خوردن وگان روی دویدن من تأثیری دارد یا خیر. جری امروز برای دویدن رفت و او گفت که این یکی از بهترین دویدن های او تاکنون بوده است و از خود می پرسد که آیا به این دلیل است که الان حدود سه هفته است که گیاهخواری می کند.

بسیار خوب، پس اگر بتوانم به دویدن ادامه دهم، می‌خواهم دوباره خلاصه‌های هفتگی خود را پست کنم (از چهارشنبه تا پنجشنبه، بنابراین امروز پایان این هفته خواهد بود). بدن من نسبت به آن احساس بسیار خوبی دارد و به من کمک کرد تا کمی ذهنم را از همه چیز دور کنم. شاید حتی به من کمک کند که دوباره به خواندن بازگردم! من قبلا روی تردمیل مطالعه می کردم، اما مدت زیادی است که کتابی را تمام نکرده ام، زیرا دیگر برای خواندن وقت نمی گذارم.

به هر حال، من این هفته نه تنها یک، بلکه دو اجرا انجام دادم و از این بابت احساس خوبی دارم 🙂