اجرا برای کوکی ها: در حال اجرا خلاصه: ۱-۷ سپتامبر


من این پست را بعد از ظهر شروع کردم، اما وقت نداشتم قبل از تمرین کراس کانتری آن را تمام کنم. امروز خیلی خسته بودم (بی خوابی من اخیراً وحشتناک بوده است) و واقعاً می خواستم بعد از یک روز پرمشغله در خانه بمانم و استراحت کنم. با این حال، چیزی در مورد تمرین وجود دارد که باعث می شود وقتی کارم تمام می شود احساس خوشحالی و انرژی کنم. امروز یک تمرین مخصوصا سرگرم کننده بود (روز طولانی مدت!) که آخر هفته درباره آن خواهم نوشت. من فقط از دیدن بچه ها برای رسیدن به اهدافشان خیلی احساس غرور می کنم – و مطمئناً امروز سخت کار کردند.

حالا من در خانه هستم و دارم میمیرم که فقط در رختخواب تصادف کنم و (لطفاً لطفا) بخوابم. فراموش کرده‌ام که کراس کانتری چقدر از روزم می‌گذرد، بنابراین در روزهای شلوغ سخت می‌توانم آن را کنار بگذارم. تمرین واقعی فقط یک ساعت است، اما من کارهای زیادی را در خانه برای آن انجام می‌دهم (جمع کردن مسافت پیموده شده، تعیین اهداف فردی برای هر دونده، تمرین‌های برنامه‌ریزی، صفحات گسترده خنده‌دار و غیره).

امروز باید برای هفته برنامه ریزی می کردم، به خرید مواد غذایی می رفتم، سه مایل بدوم، شام را تا ساعت ۴:۱۵ بپزم (من دوست دارم این کار را انجام دهم تا نوح بتواند قبل از کلاس شبانه اش غذا بخورد)، وسایل کراس کانتری را آماده کنم، یک وبلاگ بنویسم. پست کنید و سپس به تمرین کراس کانتری بروید. هر چیز در لیست ساده است، اما وقتی همه آنها را در یک روز کنار هم قرار دهید خسته کننده است! هر چند به روشی خوب.

امروز چیز بسیار ارزشمندی یاد گرفتم: خرید مواد غذایی در ساعت ۱ بعد از ظهر پنجشنبه ها بهترین است! عملاً هیچ کس در فروشگاه نبود. امروز صبح خیلی بیشتر از حد معمول وقت گذاشتم تا یک برنامه غذایی بنویسم و ​​وقتی دویدن و دوش گرفتنم تمام شد، مجبور شدم با عجله از فروشگاه مواد غذایی عبور کنم. من احتمالاً نباید این اطلاعات ارزشمند را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارم، اما با توجه به اینکه چقدر از خرید مواد غذایی متنفرم، برای کشف زمان بهینه برای خرید بسیار هیجان زده بودم، هاهاها.

به هر حال، من فقط دو بار در این هفته داشتم (بدون احتساب دویدن امروز صبح). من در الگوی دویدن یک روز، دو روز پرش، یک روز دویدن و… بوده ام. من برای دویدن سه بار در هفته برنامه ریزی کرده بودم، اما تا زمانی که بیشتر از دو روز بین دویدن ها جا نمانم، خوشحالم.

این روزها، اهداف دوندگی من با چندین سال پیش بسیار متفاوت است. دویدن سه مایل هر چند روز یک‌بار با هر سرعتی که اتفاق می‌افتد، خوب است – من دوست دارم اهدافی با سرعت، اهداف ضربان قلب یا هر هدف دیگری که معمولاً برای آن تلاش می‌کنم نداشته باشم. شاید بخواهم در آینده دورتر یا سریعتر بدوم، اما با همه چیزهایی که در حال حاضر در بشقابم دارم، این ایده آل است.

شنبه – ۳ مایل در فضای باز

من فقط به “فضای باز” در بالا اشاره می کنم زیرا مراحل دویدن در بیرون و دویدن روی تردمیل را پشت سر می گذارم. اخیراً بیرون بوده است، حتی وقتی هوا واقعاً گرم است. من قطعا برای هوای پاییز آماده هستم! روز شنبه، از نظر ذهنی روز بسیار سختی را سپری می‌کردم، که قطعاً بر دویدن من تأثیر گذاشت – فقط احساس خستگی می‌کردم و امیدوار بودم که دویدن حالم را بهتر کند.

خیلی سخت بود! من اولین مایل خود را در ساعت ۱۲:۴۳ دویدم، اما احساس می‌کردم با سرعت ۹:۰۰ بر مایل می‌دویدم. سرعت کلی من زمانی که کارم تمام شد ۱۲:۱۸ بود، و احساس می‌کردم که به تازگی با یک ۵K مسابقه داده‌ام. خیلی عجیب است که چگونه یک روز می‌توانید دویدن شگفت‌انگیزی داشته باشید و احساس فوق‌العاده داشته باشید، سپس چند روز بعد در حین دویدن احساس مرگ کنید.

حدس می زنم این صورت “خوب، آن مکیده” من است، هههه – قسم می خورم، صورتم خیلی قرمزتر از آن چیزی بود که به نظر می رسد!

دوشنبه – ۳ مایل با جری در پارک ایالتی

با توجه به آنچه که در بالا در مورد پرش دو روز بین دویدن نوشتم، قصد نداشتم روز دوشنبه (روز کارگر) بدوم، اما به قول فارست گامپ، فقط میل به دویدن داشتم. قبلاً در این پست در مورد آن نوشتم، بنابراین دیگر شما را با جزئیات خسته نخواهم کرد، اما من و جری در نهایت به پارک ایالتی رفتیم. ما حلقه ۳ مایلی را با سرعتی آسان دویدیم و یک مکالمه عالی بدون حواس‌پرتی داشتیم – خیلی خوب بود! یک تغییر بزرگ نسبت به دو روز قبل.

خب من میرم بخوابم جری فردا روز تعطیل است و ما مصمم هستیم که در حمام کارهای جدی انجام دهیم. بسیار عالی خواهد بود اگر بتوانم دیوار بین حمام و اتاق خواب را درست کنم – در حال حاضر فقط یک فضای باز بزرگ است!