اجرا برای کوکی ها: تصاویر جمعه شب


این هفته پرمشغله بود! جمعه گذشته (که از نظر فنی هفته آخر است) تولد الی را جشن گرفتیم. قرارهای ارتودنسی تزریق تقویت کننده کووید الی من دو روز پیش از لوک و رایلی مراقبت می کردم و الی دیروز تست رانندگی داد.

جالب اینجاست که من این هفته هم یک انرژی ناگهانی داشتم. میزان درد من تقریبا نصف دو هفته پیش است! نمی‌خواهم امیدهایم را از بین ببرم، اما حتی نمی‌توانم توصیف کنم که وقتی از رختخواب بیرون می‌روم، بدون اینکه خمیده‌ای راه بروم انگار که ۱۸۰ سال دارم، چقدر احساس خوبی دارم. من کاملاً چابک نیستم، اما قطعاً کارم را بهتر انجام می دهم.

به هر حال اینم عکسای هفته پیشم…

من بالاخره ساختن تیرکمان حیاط خلوت لوک و رایلی را به پایان رساندم (قرار بود هدیه کریسمس باشد، اما می دانید دسامبر چقدر برای من احمقانه بود، بنابراین تا هفته اول ژانویه آن را تمام نکردم). من در مورد چگونگی تبدیل شدن به آن هیجان زده هستم! ما یک دسته توپ تنیس را به بالکن پرتاب کردیم. ما همچنین یک دسته بادکنک آب یخ زده داشتیم، اما من نگران بودم که آنها به حصار برخورد کنند و سپس به صورت خود بازگردند – بنابراین آنها باید منتظر بمانند تا تیرکمان بدون هیچ دخالتی در مقابل آن به زمین بیفتد.

این ویدیویی است که لوک از آن استفاده می کند. او واقعاً می خواست یک مسیر خوب به دست آورد، بنابراین به پشت دراز کشید و با دو میله مهار شد. (من قلاب های محل اتصال میله را طوری ساختم که قابل تنظیم باشند، بنابراین بسته به اندازه مورد شلیک شده می توانند کوتاه یا بلندتر باشند.) یکی از توپ ها را تا آخر به داخل استخر شلیک کردم!

(در یک نکته: چقدر جالب است که یک سورتمه از بالکن به پاسیو روی زمین برود؟! به جای بالا رفتن از پله ها، می توانند به پایین سر بخورند. شما فقط می توانید یک نگاه اجمالی از آن را در یک ویدیو ببینید.)


من روز شلوغی داشتم که در خانه آنها کار می کردم (فقط چند ساعت پرستار بچه بودم، اما وقتی به خانه رسیدم خسته شده بودم). ما بازی لیزری را انجام دادیم که به نوعی خنده دار بود – این یک شوخی است با یکی از دوستانم که قبل از اینکه من دوباره بازی لیزری را انجام دهم جهنم یخ خواهد زد. من قبلاً آن را امتحان کرده‌ام اما بلافاصله با شروع بازی دچار حمله پانیک شدم و قسم خوردم که دیگر این کار را نخواهم کرد.) بدیهی است که این “نسخه خانگی” برای بچه‌ها بود و لوک می‌خواست من بازی کنم، بنابراین خوب بود. ورزش. کلی بهمون خوش گذشت ؛ وقتی کار را تمام کردیم، هر دو کاملاً بی همتا بودیم. (این عکس را گرفتم تا برای دوست پسرم بفرستم – او حتی طرفدار هم نبود!)

بچه‌ها می‌خواستند چیزهایی را در طبقه پایین به من نشان دهند و رایلی لباس تکشاخ خود را از هالووین پیدا کرد – و طبیعتاً، او می‌خواست آن را برای بقیه روز بپوشد.

وقتی صحبت از لوک و رایلی شد، یادتان هست که هفته گذشته چگونه درباره اتاق خواب لوک نوشتم؟ بسیار راحت است – محیط اتاق شگفت انگیز است. خوب، من باید سعی می کردم حداقل کمی آن را برای اتاق خوابم بازسازی کنم. من نوری را خریدم که آن را دارد – ستاره ها و مه نرم (نه مه واقعی – فقط شبیه آن است) را در سراسر سقف و تمام دیوارها نشان می دهد، اگر آن را در گوشه ای قرار دهید. این شکلی است که سقف من وقتی روشن می شود:

فوق العاده نیست؟! می توانید رنگ را نیز تغییر دهید. من همچنین یک دیفیوزر مثل لوک گرفتم – چند قطره اسانس و مقداری آب ریختم و کل اتاق بوی خوبی می داد (بدون اینکه خیلی قوی باشد). توجه: من می دانم که بیشتر اسانس ها برای گربه ها سمی هستند. من از اسطوخودوس استفاده می کنم و بی خطر است. مقدار خیلی کم هم استفاده میکنم.

این همان چیزی است که نور و پخش کننده به نظر می رسد. دیفیوزر ظاهر زیبایی دارد – به هیچ وجه رنگ ها را نمایش نمی دهد. این نور روشن است که ستارگان روی دیوارها و سقف را برجسته می کند.

داشتن اینها در شب خیلی آرامش بخش بود! با پتوی برقی و پد گرمایشی دراز می کشم و فقط از فضای اتاق لذت می برم.

پدرم بعدازظهر جمعه با من تماس گرفت (زمانی که تولد الی را جشن می گرفتیم) و از من پرسید که آیا می توانم یک میز کار ساده برای لوک و رایلی بسازم. من می دانستم که برای انجام این کار چوب ضایعاتی دارم، بنابراین مطمئن شدم. او از من پرسید که آیا می توانم تا صبح شنبه قبل از رفتن بچه ها به خانه پدر و مادرم این کار را انجام دهم. ها ها ها ها! به او گفتم که تولد الی را جشن می‌گیرم، اما صبح می‌روم روی آن کار کنم. خوشبختانه فقط دو ساعت طول کشید. این زیبا نیست، اما این چیزی است که او در چنین اطلاعیه کوتاهی دریافت می کند!

وقتی بچه ها به خانه او رفتند، او نحوه کوبیدن میخ را به آنها نشان داد. واقعا ناز بودند! من عاشق این هستم که چقدر برای لوک تمرکز کردن در عکس دوم سخت است – او زبانش را بیرون می آورد 🙂

من در این کریسمس آنقدر ناامید شده بودم که هیچ جا نتوانستم شکلات شیری تری را پیدا کنم. این چیزی است که من و پسرانم هر کریسمس در مورد آن وسواس داشتیم، و ما به آن نگاه کردیم و به آن نگاه کردیم، اما هیچ شانسی نداشتیم. برای تولد الی در بازار جهانی توقف کردیم و آنها نوار پرتقالی شکلاتی داشتند – به معنای واقعی کلمه همان پرتقال شکلاتی بود، اما متفاوت! من خیلی هیجان زده بودم – فقط باید یکی بخرم.

این یک عکس تکان دهنده است، من می توانستم سوگند یاد کنم که بیشتر عکس بگیرم (با جری الی در آن) اما این تمام چیزی است که پیدا کردم. ما “What Do You Meme” را بازی کردیم. و خیلی خنده دار بود (به هر حال برای من – شما می دانید که من میم ها را دوست دارم!)

این مورد علاقه من بود:

در نهایت… برای فیبر بیشتر، تصمیم گرفتم به جو سرد قدیمی و قابل اعتماد خود برگردم! آنها حاوی دانه های چیا هستند که پر از فیبر هستند. این شیشه کوچک حاوی نصف فیبر توصیه شده برای روز است. این طعم مورد علاقه من برای درست کردن است – Joy بادام. من لیستی از دستور العمل ها برای طعم های مختلف نوشته ام که می توانید در اینجا پیدا کنید.

و در نهایت، اینها صفحات تقویم رومیزی من برای آن روز است (من برخی از کارت ها را خیلی دوست داشتم، بنابراین آنها را نیز به اشتراک می گذارم):

برای شما دوستان تعطیلات مبارک آرزو می کنم! xo

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر