اجرا برای کوکی ها: تصاویر جمعه شب


امروز جمعه جدی است؟! این هفته عجیب به نظر می رسد زیرا مدرسه فرزندان من از چهارشنبه تا جمعه لغو شده است. آنها قبلاً تصمیم گرفته اند که آن را در روز سه شنبه قبل از شروع بارش برف لغو کنند. پیش‌بینی نیاز به فراموش کردن چند اینچ داشت، اما خیلی زیاد بود.

این هفته تمام وقت آزادم را در گاراژ سپری کرده ام. اکنون در آنجا بسیار نامرتب و نامرتب است، بنابراین سعی می کنم فضا را به کارآمدترین شکل ممکن به حداکثر برسانم. من از جعبه ابزار بزرگ قفسه های کوچکی برای وسایل کوچکتر درست کردم – امیدوارم بتوانم برای همه چیزهای جعبه ابزار جاهایی پیدا کنم (یا فضاهایی ایجاد کنم) تا بتوانیم از شر آنها خلاص شویم. کشوها خم شده و به سختی باز می شوند و فضای زیادی را اشغال می کنند.

من همچنین دو میز از بازار فیس بوک (سه شنبه ذکر شد) خریدم تا چوب را برای قفسه هایی که نوح از من می خواهد برای اتاق خوابش بسازم خرد و خرد کنم. یکی از آنها واقعاً خوب خراب شد. دیگری، نه چندان. بعد از گذاشتن آن در رنده متوجه گره های بزرگ زیادی در چوب شدم. همچنین رویه میز طوری خمیده بود که انگار یک چیز سنگین بود و مدت زیادی در وسط آن قرار داشت. فقط ۴۰ دلار بود، بنابراین حداقل پول زیادی را هدر ندادم.

مقداری چوب خوب از یکی از آنها – به ارزش بیش از ۴۰ دلار! میز دیگری وجود دارد که امیدوارم آن را بگیرم (فقط ۳۰ دلار) اما منتظر هستم تا آن زن پیش من بیاید. من نمی توانم صبر کنم تا واقعاً شروع به ساختن چیزهایی با این چوب کنم! هاها من هر روز در آنجا کار کرده‌ام، اما این هنوز چیز “سرگرم کننده” نیست. در حال حاضر، من فقط چوب را برای پروژه هایم قابل استفاده می کنم.

به هر حال متاسفانه این هفته عکس زیادی ندارم. این یک هفته بسیار عادی بود!

جری ظهر روز شنبه پلاکت خود را اهدا کرد. او خون زیادی اهدا می کند، اما تاکنون پلاکت اهدا نکرده است. این یک نوع معامله بزرگ است – ۲-۱/۲ تا ۳ ساعت طول می کشد! من به او افتخار می کردم – او یک بعدازظهر شنبه را تعطیل از کار بود و به دستگاه اهدای پلاکت متصل بود.

او فکر می کرد که همیشه با تلفن خود بازی می کند، اما وقتی آن را به برق وصل کرد (یک سوزن در هر بازو) نتوانست آرنج خود را خم کند. بنابراین او به هیچ وجه نمی توانست از تلفن خود استفاده کند (او گفت این کار بسیار سخت است، اما او موفق شد این سلفی را بگیرد، هاها). آنها آنجا تلویزیون داشتند، بنابراین او در حال تماشای تلویزیون بود که اهدا می کرد. گفت بد نیست و حتما دوباره این کار را خواهد کرد.

امروز صبح با گلودرد شدید از خواب بیدار شدم. خیلی وقت بود گلو درد اینجوری نداشتم! بنابراین بلافاصله فکر کردم که کووید است. ما دو تست را در خانه انجام دادیم، بنابراین تصمیم گرفتم یکی را انجام دهم. خنده دار بود – جری و من به اندازه ای قصد تماشای آن را داشتیم که گویی می خواهید آزمایش بارداری یا چیزی انجام دهید.

نتیجه … عجیب بود. ما قبلاً از این تست ها استفاده کرده ایم و قبلاً هرگز به این شکل نبوده اند. جری هر روز افراد را در محل کار آزمایش می کند و او هرگز چنین فردی را ندیده است. من یک خط عمودی در سمت راست داشتم …

بنابراین، من فرض می کنم که این یک آزمایش اشتباه بود. من متوجه شدم که اگر مثبت بود، خط صورتی پایین حداقل کمی نشان می داد، و از آنجایی که اینطور نبود، مطمئنم که منفی است. و مطمئناً، گلودرد بعداً در روز برطرف شد. احتمالا به پشت با دهان باز و گلویم خشک شده خوابیدم. چه کسی را می شناسید.

من چند روز پیش همه جا به دنبال نوع خاصی از سیم بودم و حدود ۱۰۰۰۰ سیم در سراسر خانه داریم. تصویر زیر فقط چند ظرف بود. بنابراین همه آنها را جمع کردم و در نهایت آشفتگی را از بین بردم. من آن را با نوارهای لاستیکی به خوبی پیچیدم (چرا نوارهای لاستیکی یک کلمه نیستند؟ من همیشه آنها را یک کلمه می نویسم و ​​سپس با املا اصلاح می کنم. احساس می کنم باید یک کلمه باشند.)

به هر حال، همه آنها اکنون در یک ظرف قرار می گیرند (تصویر پایین) و پیدا کردن آنچه نیاز دارم آسان است. امیدواریم همینطور بماند. (البته که نمی شود – نه زمانی که پسران من به دنبال سیم هستند!)

من و جری اخیراً زیاد بازی می کنیم و اخیراً یک بازی به نام NOGGINnosh بازی کردیم. این یک نوع بازی چیزهای بی اهمیت است و واقعا سرگرم کننده بود. من آن را یا در Goodwill یا در یک گاراژ فروش کمتر از یک دلار خریدم.

دو روز پیش صبح زود رفتم بیرون گاراژ و کمی برف بارید. یه مدت اونجا بودم چون وقتی در گاراژ رو باز کردم تا برم خونه اینجوری شد! امروز برف بیشتری گرفتیم

دوست من امیلی یک مقاله در روزنامه نوشت و واقعا خوب بود! من کلیپ ها را اینجا قرار می دهم – آنها را در اندازه کامل گذاشتم بنابراین اگر روی آنها کلیک کنید باید باز شوند تا راحت تر خوانده شوند. (به هر حال امیدوارم)

من یک کار عالی در Wordle انجام داده ام (من هر روز صبح منتظر آن هستم!) و در دومین تلاشم کلمه دیگری را حدس زدم! خیلی خوش شانس است که به این آسانی به آن دست می یابید، اما من یک استراتژی دارم که به نظر می رسد برای درست کردن آن در تلاش سوم یا چهارم به خوبی کار می کند.

دو روز پیش، اردک سعی می کرد توپ کاغذی خود را از زیر مبل بیرون بیاورد (او فقط با توپ های کاغذی خرد شده بازی می کرد – بدون اسباب بازی). به هر حال، متوجه شدم که تعداد زیادی از آنها در آنجا وجود دارد، و همچنین مقدار زیادی موی حیوانات خانگی، بنابراین از Swiffer برای بیرون آوردن همه آنها استفاده کردم. جری این عکس عالی را با استفاده از چراغ قوه از من گرفت تا همه کالاها را پیدا کند. (یکی از چیزهایی که من بیرون آوردم یک چراغ کریسمس بود که می توانید آن را روی مبل ببینید؛ واضح است که من به یک Swiffer زیر آن خیلی نیاز دارم!)

در نهایت، این واقعیت تصادفی امروز است:

این یک نوع افسرده است! من هرگز در مورد این نشنیده ام. یادداشت چندان دلپذیری برای پایان دادن نیست، اما آخر هفته خوبی داشته باشید! xo

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر